ارائه الگو بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانههای اطلاعات جغرافیایی مشارکتی مطالعه موردی: روستاهای کریک و کوخدان شهرستان دنا
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران،ایران
doi
10.22059/jrur.2024.367916.1887چکیده
در این پژوهش پس از بررسی روستاهای هدف گردشگری کریک و کوخدان (شهرستان دنا)، الگوی بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانههای اطلاعات جغرافیایی مشارکتی ارائهشده است. بدین منظور برای تحلیل داده از روش پژوهش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد بهره گرفتهشده است. ابتدا با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و نظری، افراد مطلع واجد شرایط از میان خبرگان محلی، مدیران روستا، صاحبان مشاغل و کارکنان پارک ملی دنا انتخاب شد. داده موردنیاز پژوهش ماحصل بازدیدهای حضوری، مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته و جلسات مشارکتی بوده که این فرایند در چندین مرحله تکرار شده است. بهمنظور تدوین الگوی مناسب بازاریابی گردشگری روستایی، تجزیهوتحلیل اطلاعات در پنج مرحله کلی صورت گرفته است. این مراحل عبارتاند از: 1) کدگذاری باز و تبیین مفاهیم، 2) توسعه مفاهیم و طبقات، 3) تحلیل داده برای زمینه، 4) دستیابی به فرایند تحلیل و 5) یکپارچهسازی طبقات. در نهایت الگوی پارادایمی، بر اساس شرایط علّی (فناوری ارتباطات و تسهیل مشارکت)، بستر (عرضه گردشگری و جذابیت مقصد)، عوامل مداخلهگر (چالشهای فناورانه و جنبههای مدیریتی_ساختاری)، راهبردها (بازاریابی گردشگری با سامانههای اطلاعات جغرافیایی مشارکتی، ملزومات سیاستگذاری) و پیامدها (توسعه گردشگری مقصد) استخراجشده است. با توجه به یافتههای پژوهش، جهت رفع چالشهای مدیریتی و فناورانه که مانعی برای تحقق بازاریابی گردشگری روستایی است، راهکارهایی همچون توسعه بستر مکانی-مشارکتی بازاریابی، ایجاد نهاد مستقل گردشگری و توانمندسازی اجتماعی بهدستآمده است. درنهایت، زیر مقولههای ایجاد مزیت رقابتی، نگهداشت گردشگران و مردم بومی بهعنوان پیامدهای حاصل از اجرای این راهبردها مطرحشده است.