شناسایی علل گرایش زنان به کولبری مطالعه موردی: روستاهای مرزی استان کرمانشاه
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
3 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.22059/jrur.2024.373308.1917چکیده
مرزها که قلمرو ملی را مشخص و حرکت مردم و جریان کالا را کنترل میکنند با چالشهای مختلفی روبرو هستند و چالشها سبب گردیده تا در مناطق مرزی غرب کشور، روستاییان برای برطرف کردن نیازهای خود به کولبری روی بیاورند. در روستاهای مرزی شهرستان پاوه، زنان نیز همگام با مردان به کولبری مشغول گشتهاند، بر این اساس پژوهش حاضر به شناسایی علل گرایش زنان به کولبری در روستاهای مرزی استان کرمانشاه و روستاهای مرزی شهرستان پاوه شامل هانیگرمله، دزآور، کیمنه و بیدرواز میپردازد. پژوهش از لحاظ هدف، توسعهای- کاربردی، و از نظر ماهیت در گروه تحقیقات کیفی و با روش تئوری بنیانی صورت گرفته است. مشارکتکنندگان شامل 27 نفر از زنان کولبر روستایی بودند که جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد، برای مدیریت و کدبندی دادهها، از نرمافزار MAXQDA استفاده و در نهایت تحلیل انجام شد. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی 30 مقوله و 4 طبقه به ترتیب اقتصادی (146)، سیاسی (126)، اجتماعی (83) و محیطی (58) و 1 طبقه گسترده کولبری گردید. بیشترین مقولهها در طبقات شناساییشده مربوط به بیکاری و نداشتن سرمایه (فراوانی 26)، بیتفاوتی مسئولین، سوء مدیریت، توپوگرافی منطقه و دوری از مرکز (25) فقر، نبود درآمد، بیسرپرستی و تک سرپرستی، عدمحمایت نهادهای حمایتی و عدم توجه به مرز (23) میباشد. در نتیجه، این تحقیق بر چالشهای چند بعدی زنان در جوامع مرزی تأکید میکند که سیاستگذاران با تقویت فراگیر و توانمندسازی میتوانند به توسعه پایدار، ارتقای برابری جنسیتی و تابآوری اقتصادی در مناطق مرزی کمک کنند.