خارجیه: بشرط‌لا و لابشرط

نویسندگان

1 استاد موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
10.22059/jihs.2024.376373.371791
چکیده

غالباً تمایز قضایای حقیقیه و خارجیه را چنین بیان می‌کنند که عنوان موضوع آیا مناط و سببِ عنوان محمول هست یا نیست؛ اگر باشد قضیه حقیقیه است و گرنه آن را خارجیه می‌گیرند. اما «عدمِ» مناط و سبب بودن در قضیۀ خارجیه را به دو صورت می‌توان اخذ کرد: بشرط‌لا و لابشرط. خارجیۀ «بشرط‌لا» آن است که «حکم می‌کند» به مناط و سبب «نبودنِ» عنوان موضوع برای عنوان محمول؛ ولی خارجیۀ «لابشرط» آن است که «حکم نمی‌کند» به مناط و سبب «بودنِ» عنوان موضوع برای عنوان محمول. با این توضیح، این سؤال پیش می‌آید که در سنت منطق سینوی، قائلان به قضیۀ خارجیه، کدام معنای آن را در نظر داشته‌اند، بشرط‌لا یا لابشرط؟ بر خلاف انتظار، نشان می‌دهم که منطق‌دانان قائل به قضیۀ خارجیه، صرفا معنای «لابشرط» را در ذهن داشته‌اند. برای اثبات این نکته، نشان می‌دهم که اولا، این منطق‌دانان قواعد منطقی و به ویژه قیاس‌های ارسطویی (با مقدمات مطلقه و غیر موجهه) را برای قضایای حقیقیه و خارجیه به یکسان قبول داشته‌اند و ثانیا، این قواعد صرفا برای قضیۀ خارجیۀ «لابشرط» برقرار است و بیشتر آنها برای قضیۀ خارجیۀ «بشرط‌لا» نامعتبرند. هم‌چنین، نشان می‌دهم که حتی منکران قضیۀ خارجیه مانند ابن‌سینا نیز قضیۀ خارجیه را به معنای «لابشرط» می‌گرفتند و همین معنا را انکار می‌کردند و نه معنای «بشرط‌لا» را، که اصلاً محل بحث و نزاع نبوده است. اما بیشتر متأخران و نیز معاصران به پیروی از سعدالدین تفتازانی خارجیه را به معنای «بشرط‌لا» گرفته‌اند.