تأملی بر مفهوم مکان از دیدگاه ابن باجه و بررسی تأثیر دیدگاه افلاطون و ارسطو بر آن

نویسندگان

1 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی. دانشکده مدیریت و اقتصاد. دانشگاه تربیت مدرس. تهران. ایران

doi
10.22059/jihs.2024.380786.371799
چکیده

مکان از مباحثی است که فیلسوفات در تاریخ فلسفه، به خصوص در طبیعیات، به آن توجه کرده‌اند و در بارۀ مفهوم آن، چیستی و ویژگی‌های آن سخن گفته‌اند. به‌طور تاریخی دو تلقی از مکان وجود داشته است. این دو نگاه که یکی به افلاطون و دیگری به ارسطو منسوب‌اند در زمان‌های مختلف همواره فراز و نشیب‌های مختلفی را پشت سر گذاشته‌اند. این مقاله بر آن است تا با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر شیوۀ گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی از متون منتسب به رسائل و دیدگاه‌های فلاسفۀ طبیعی نظیر افلاطون، ارسطو و ابن‌باجه، تأثیر آراء و اندیشه‌های افلاطون و ارسطو را بر تلقی ابن‌باجه از مفهوم، چیستی و ویژگی‌های مکان نشان دهد. تاکنون پژوهش مستقلی در این موضوع انجام نشده است و از این جهت کاری بنیادی است. افلاطون مکان را یک مفهوم انتزاعی می‌داند و ارسطو آن را سطح خارجی جسم یا سطح درونی جسمی که جسم منظور در آن قرار گرفته معرفی می‌کند. ابن-باجه در این میان تلفیقی از این دو اندیشه را در کتاب خودش انتخاب می‌کند. وی مفهوم مکان را انتزاعی از حرکت اجسام در جهان خارج می‌داند و آن را سطح خارجی جسم در حال حرکت معرفی می‌کند.