چالش طبع و ملکه در سه‌گانه خلق ، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن سینا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران. ایران.

2 دانشیارگروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه تهران. ایران.

doi
10.22034/ethics.2024.198286
چکیده

طبع و ملکه دو عامل مهم شکل‌گیری مدل‌های پایدار و غالب در هر یک از سه سطح خلق، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن‌سینا به شمار می‌آیند. مراد از ملکه هیئتی در نفس است ‏که زوال آن‌ سخت یا غیرممکن است. طبع و استعدادهای طبیعی نیز از جمله اموری‎اند  که به سختی در معرض زوال و نابودی قرار می‎گیرند. از جهت همین سختی زوال است که هم ملکه و هم طبع در ریشه یابی رفتارهای پایدار مورد توجه‌اند. همانقدر که طبع در سه سطح خلق، نطق و صنعت مداخله و ایفای نقش می‌کند؛ به همان سان ملکه، عامل غلبه رفتارها، افکار و صناعات و شکل‌گیری الگوهای پایدار و ثابت نظری، عاطفی و رفتاری‌ است.  در امور طبعی؛ اخلاق فطری، علوم بدیهی ـ مقدمات اول ـ و صناعات فطری مانند نویسندگی، در شناسایی خصلت های رفتاری نقش دارد و در ملکات، تکرار و عادت به مقتضیات جاری نطقی، خلقی و صناعی،  ملکاتِ ارادیِ خلقی، نطقی و صناعی را ایجاد می‎کند که سرمنشا بسیاری از رفتارهای انسان در سطوح نامبرده‌اند. مساله ی این تحقیق ناظر به چالش و ضدیت اقتضائات و احکام طبع و ملکه است. توضیح آنکه گاهی میان مقتضیات طبعی و ملکات نفسانی تضاد و دوگانگی ایجاد می‎شود برای مثال طبع اقتضای نوع دوستی دارد و ملکات شکل گرفته در نفس منشا اعمال مخالف نوع دوستی هستند، در چنین صورتی ملکات و مقتضیات آن ها جانشین طبع می‎گردند. این موضوع ذیل عنوانِ همسانی جایگاه ملکات خلقی، نطقی و صناعی با امور طبیعی به چشم می‎خورد. ملکات همسان طبع عمل می‎کنند. طبیعی سازی معارف و اخلاقیات و نیز صناعات به کمک ملکه سازی آن ها از همین روی مورد تاکید ابن سینا است. در صورت بیشتر شدن تعارض و آشکارشدن آن، بسته به میزان رسوخ و نهادینگی ملکه، طبع ضعیف می‌گردد یا به طور کامل زایل می‌شود. در این تحقیق به روشی توصیفی-تحلیلی ابتدا به محل نزاع یعنی چالش طبع و ملکه اشاره می‎کنیم و سپس به این موضوع می‎پردازیم که در صورت تقابل دو نیروی طبع و ملکه با یکدیگر با نظر به اینکه هر دو نیز عامل پایداری و شکل گیری به رفتارهای غالب اند، نفس انسان از کدام یک  از این دو نیرو تبعیت می‎کند.