برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه‌ای در ایرانِ قبل از انقلاب؛ دگرگونی نظام ارضی و فروپاشی اقتصاد روستایی

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

doi
10.22059/jrur.2025.378933.1964
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت اقتصاد روستایی و نسبت آن با امر توسعه و نوسازی در ایران است. گزاره اصلی این است که اقتصاد روستایی در دوره­ی پهلوی دوم، دچار افول و سپس فروپاشی گردید که این مسئله به میانجی سیاست‎ها و برنامه­های توسعه_ برنامه­های عمرانی توسعه، اصلاحات ارضی، نظام­های بهره­برداری مدرن «نظیر ایجاد واحدهای کشت و صنعت شرکت­های سهامی زراعی، تعاونی­های تولید»_ اتفاق افتاده است. بیشتر مطالعات در مورد توسعه روستایی در ایران با دیدگاه نوسازی انجام‌گرفته که نشان از پیوند این نظریه با برنامه­های توسعه­ای می­باشد. مدرنیزاسیون و توسعه آمرانه در امتزاج با صنعتی شدن و شهرنشینی در ایران به‌عنوان دستگاه مفهومی این پژوهش صورت‌بندی شد. اعتبار داده­ها با کیفیت منابع و شیوه تجزیه‌وتحلیل داده­ها به‌صورت توالی تاریخی و ضرورت برنامه­ها مدنظر قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه­ها و اقدامات توسعه­ای ذیل الگوی نوسازی، باوجود برخی پیامدهای مثبت، به­تدریج و با روند روبه رشد فروش نفت و تأثیرات آن بر اقتصاد ایران، و با دگرگونی نظام ارضی، تغییر شیوه حکمرانی روستایی، سلطه نظام برنامه­ریزی ­آمرانه و ظهور نظام سرمایه­داری تجاری- صنعتی، زمینه­های فروپاشی اقتصاد روستایی را فراهم نموده­اند. این روند، مهاجرت روستا- شهری، کاهش تولیدات کشاورزی، خروج نیروی فعال کار از روستاها، عدم سرمایه­گذاری در بخش کشاورزی و تولیدی و وابستگی به دولت، توجه دولت به بخش­های عمرانی، به حاشیه راندن مشارکت روستایی و ارجحیت اقتصادِ کلان بر فرهنگ و اجتماع را به دنبال داشته است.