ارزیابی تعاریف رایج سلبی از حسن و قبح اخلاقی در آثار متکلمان مسلمان
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)، قم، ایران
2 طلبه سطح چهار گروه فلسفه و کلام اسلامی، مرکز تخصصی حوزوی آخوند خراسانی (ره)، مشهد
doi
10.22034/ethics.2023.173506چکیده
خوبی و بدی یا حسن و قبح چیست؟ این از مهمترین پرسشها در فرااخلاق است. متکلمان معتزله و امامیه پاسخهای متفاوتی به این پرسش دادهاند، اما پرتکرارترین تعاریف آنها از حَسَن و قبیح را میتوان در سه گروه اصلی جای داد: تعاریف سلبی، تعاریف ایجابی و تعاریفِ مشتمل بر عناصر ثواب یا عقاب الاهی. این سه گروه از تعاریف را بهاختصار «تعاریف رایج» میخوانیم. در این مقاله گروه اول از تعاریف رایج، یعنی تعاریف سلبی، صورتبندی و سپس بررسی و ارزیابی شدهاند. نخست، اختلاف نظرها و ابهامات موجود در این گروه از تعاریف حَسَن و قبیح را در قالب خوانشهای مختلف از تعریف سلبی، صورتبندی کرده، سپس هر یک را بررسی و ارزیابی کردهایم. از جمله اشکالات خوانشهای مختلف میتوان به این موارد اشاره کرد: 1) تعاریف سلبی فاقد شرط کافی برای حَسنبودن هستند. 2) این تعاریف متضمن این فرض نادرست یا بحثانگیز است که هیچ فعل آگاهانه و اختیاری فاقد ارزشِ اخلاقی نیست. 3) در بسیاری از این تعاریف، حُسن و قبح فعلی با حسن و قبح فاعلی خلط شده است. 4) این تعاریف حَسَن و قبیح را براساس نکوهش و عدم نکوهش تعریف میکنند، درحالی که ستایش و نکوهشِ یک فعل لزوماً اخلاقی نیست و ممکن است برای مثال، بر بنیاد معیارهای معطوف به اهداف غیراخلاقی، مصلحتجویانه یا زیباییشناختی باشد. در آخرین بخش نیز اشکالات مضاعفی بر تعاریف سلبی فاقد عنصر استحقاق وارد شده است.