ادلّه اخلاقی نظریه تشریک اذن ولیّ و رضایت باکره رشیده با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی
نویسندگان
1 دکترای تفسیر تطبیقی جامعه المصطفی العالمیه. قم.
2 طلبه سطح چهارمدرسه علمیه معصومیه قم
doi
10.22034/ethics.2023.168346چکیده
فقیهان دینی، درباره ولایت پدر بر دختر باکره بالغه رشیده یا استقلال وی در ازدواج، اختلاف نظر دارند. در این میان، برخی فقهای معاصر همچون آیت الله جوادی آملی در دیدگاهی میانه، به نظریه تشریک قائل شدهاند؛ یعنی لزوم شراکت اذن ولیّ و رضایت دختر در عقد نکاح. اساس این دیدگاه، در نظر گرفتن برخی بایدها و نبایدهای اخلاقی است که شرطیت اذن پدر برای باکره رشیده را از باب احتیاط(نه به عنوان شرط صحّت) میداند. مسئله اصلی در این پژوهش، بررسی ادلّه اخلاقی نظریه تشریک اذن ولیّ و رضایت باکره رشیده با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی است. روش گردآوری دادهها کتابخانهای و روش پردازش نیز توصیفیتحلیلی است. براساس یافتههای تحقیق، توجه ولیّ به خواستههای مولیّعلیها و پرهیز از استبداد بهرأی، رعایت مصالح مولیّعلیها از سوی ولیّ، پیشگیری ولیّ از فروپاشی خانواده و تزلزل اجتماع، رعایت احترام ولیّ از سوی مولیّعلیها، حفظ ناموس و آبروی خانواده از سوی مولّیعلیها و توجه مولّیعلیها به آداب و رسوم قومی و قبیلهای از ادلّه اخلاقی نظریه تشریک هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد که به حسب عنوان اوّلى، باکرۀ رشیده در ازواج خود مستقلّ است و اذن ولیّ، شرط صحت نکاح نیست؛ ولی با توجه به عناوین ثانوی و برای رعایت برخی مصالح و مفاسد اخلاقی، اذن ولیّ از باب احتیاط لازم است.