نقد و بررسی نظریه‎ی ارزش افزایی درتفسیر موسّع متون مقدس

نویسندگان

1 دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

از جمله اهدافِ تفسیرِ مبتنی بر تکثر معنا، نظریه‎‎ی ارزش افزایی در تفسیر هرمنوتیکی متون است. یک تفسیر ارزش افزا، دامنه‎ای از احتمالات تفسیری را به‌سوی متن روانه می‎دارد تا ارزش اعتبار ادبیِ آن را به‌حد اعلا رسانده و آشکار نماید. در مقابل فواید مترتبی نظیر ویژگی‌های منحصربه‌فرد متنی نظیر ظرفیت‌های زبانی، امکانات بالقوة معنایی متن، تأثیرپذیری خوانش متن از دایرة‌المعارف خواننده و اطلاعات عصری آن، مشکل عمده‎ی چنین رویکردی در هرمنوتیک پسامدرن، بی‌اعتنایی به‌قصد مؤلف به‌عنوان تنها فاکتور تعیّن بخش معنای متن است. ازاین‌رو نظریه‎ی ارزش افزایی به‌طور مطلق امکان طرح در همه‎ی متون را نخواهد داشت؛ بنابراین پژوهش فوق که به شیوه‎ی توصیفی-تحلیلی همراه با گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه‌ای انجام‌گرفته است می‎کوشد  با طرح فرضیه‎ی « ارزش افزایی قصدی گرا » تعدّد معانی برداشت‌شده از قرآن را در عین ملتزم بودن به‌قصد ماتن اثبات نماید و در پی نفی توأمان «وحدت معنایی مبتنی بر قصدی گرایی انحصاری» و «کثرت معنایی مبتنی بر ذهنی‎گرایی افراطی» برآید و روش تفسیری جدیدی را برای تفاسیر متون به خصوص متن مقدس قرآن ارائه نماید.