گونه های سکوت گفتمانی در قصه مریم (س)

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی دانشکده الهیات و ادیان

2 دکترای زبان و ادبیات عرب استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س)، دانشکده ادبیات و زبانها

doi
چکیده

قرآن کریم مجموعه‌ای از لایه‌های معنایی متعدد است. این ویژگی، زمینه را برای به‌کارگیری مکاتب گوناگون زبانی در مطالعات قرآنی فراهم می‌سازد. بهره‌گیری از ابزارها و دانش‌های جدید معرفتی و زبانی نوعی تدبر روشمند در آیات و مصادیق آن است. سکوت، عنصری معنادار در کلام است و همچون بخشی از زبان، نقش مهمی در انتقال پیام و تاثیر­گذاری بر مخاطب دارد؛ به توسعه دلالت­های متنی می­انجامد و اشتیاق خواننده را برای درک معنا می­­افزاید. کاربرد این شیوه در آثار ادبی، علاوه بر موجزگویی، شگردی برای اقناع عقلی و عاطفی بشمار می­آید بر این اساس نوشتار حاضر سعی دارد تا با رویکرد نظریه گفتمان سکوت و با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، قصه قرآنی مریم (س)،که در آیات (74-35 سوره آل عمران) و آیات( 15-34 سوره مریم) مطرح شده، مورد واکاوی قرارگیرد. تأمل در این آیات گویای آن است که مصادیق سکوت گفتمانی در سطوح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی، زمینه ساز  ایجازگویی­ها، تصویرسازی­­ها و همچنین دستیابی به غرض هدایتی قصه­ مریم(س) شده است. در این راستا غلبه کاربست سکوت پیش انگاشتی و محوریت موضوعی تعامل عفیفانه مریم(س)، مخاطب را به ژرف نگری فرا می‌خواند.