بررسی دیدگاه کانت درباره عدم استنتاج «باید» از «هست» با تأکید بر اندیشه آیتالله جوادی آملی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه معارف اسلامی. قم. ایران.
doi
10.22034/ethics.2022.159503چکیده
هستیشناسی اخلاق و منطق اخلاق، برخی از مباحث مهم فرااخلاق را تشکیل میدهند. مهمترین بحث هستیشناسی اخلاق، واقعی بودن یا واقعی نبودن ارزشها و مهمترین بحث منطق اخلاق، استننتاج یا عدم استنتاج «باید» از «هست» است. با توجه به ارتباط عمیق میان مباحث فرااخلاق، عدم استنتاج «باید» از «هست» را باید لازمه غیر واقعگرایی اخلاقی دانست. با این حال، کانت بهرغم باور بهواقعیت داشتن ارزشها، اما بهعدم استنتاج «باید» از «هست» معتقد است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به بیان دیدگاه کانت در اینباره پرداخته و سپس دیدگاه وی را با تأکید بر اندیشههای آیتالله جوادی آملی در حوزه فلسفه اخلاق، مورد بررسی قرار داده است. دستاورد این تحقیق که نوآوری آن نیز بهشمار میرود، این است که با نگاهی نو و نقدهای جدید نشان خواهیم داد که دیدگاه کانت مبنی بر عدم استنتاج «باید» از «هست»، درست نیست و این نادرستی در نادرستیِ تحلیل ایشان از واقعگرایی اخلاقی و چگونگی ارجاع ارزشهای اخلاقی به واقعیت ریشه دارد.