مطالعه تطبیقی نظام آموزشی اخلاقی در نهج البلاغه و اندیشه امیل دورکیم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدرسی معارف، گرایش اخلاق، دانشگاه پیام نور قم

2 عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه پیام نور قم

doi
10.22034/ethics.2021.134657
چکیده

آموزش از مسائل اجتماعی است که اغلب با مسأله اخلاق و تربیت همراه است. پویایی، تناظر و تطبیق با سایر آراء از لوازم نظام‎های آموزشی روزآمد است. نظام آموزش دینی نیز نمی‌تواند از این مسأله مستثنا باشد. نهج‌البلاغه از متون اصیل اسلامی است که می‎توان نظام آموزش اخلاقی از آن استخراج کرد و در مقایسه آن با سایر نظامات آموزشی به ظرفیت‎های مغفول حوزه آموزش اخلاقی پی برد. امیل دورکیم اندیشمند علوم اجتماعی است که به بحث آموزش اخلاقی پرداخته و آموزش و پرورش را از دریچه جامعه‎شناسی بررسی کرده است. این پژوهش با روش «تحلیل محتوای کیفی استقرایی مایرینگ» با هدف کشف نقاط اشتراک و افتراق نظام آموزش اخلاق در نهج البلاغه و اندیشه دورکیم و مقایسه آنها به کشف نظام حاکم بر متن نهج البلاغه در مبانی، اهداف، اصول و روش‌های آموزش اخلاق می‌پردازد. شیوه نمونه‌گیری از نوع غیر احتمالی و هدفمند، است که به روش متن پژوهشی انجام شده و از اعتبار باز اندیشانه و راهبرد ارتقاء کیفیت سیلورمن بهره می‌گیرد. یافته‌های این پژوهش بیانگر این است که در هر دو دیدگاه‌ آموزش و پرورش امری ضروری، سازنده و با هدف متعالی است و در جهت دستیابی به دانش، اصلاح فردی یا ساخت جامعه انجام می‌شود. از دیگر یافته‌ها مسأله اقتدار معلم در عین استقلال و اختیار یادگیرنده مورد تأیید هر دو نظام است.