درآمدی برکاربستِ علوم شناختی در مطالعات قرآنی

نویسندگان

1 استادیار قرآن و حدیث دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

علوم شناختی ابزارهایی را از روان­شناسی، علوم کامپیوتر، زبان­شناسی، انسان­شناسی، فلسفه و عصب­شناسی با هم ترکیب می­سازد تا عملکردهای هوش انسان را توضیح دهد. پیچیدگی "هوش" و "ذهن" موجب شده است برای بررسی زیرساخت­ها و روساخت­ها در این ارتباط، به مشارکت و هم­افزاییِ این شِش رشتۀ نیاز باشد. تمام این شش رشته باید دائما با یکدیگر در تعامل باشند و داده­های تازۀ خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند و از این طریق از آسیب تحویل­انگاری نسبت به شناخت مصون بمانند. همین امر موجب می­شود علوم شناختی به عنوان یک فرارشته مورد نظر قرار بگیرد. علومِ شناختی از دو جهت برای مطالعات میان­رشته­ای قرآن کریم می­توانند مفید باشند: اول از این جهت که می­توانیم ارتباطِ یک فرارشته با مطالعات قرآنی را تبیین و ارزیابی کنیم؛ ثانیاً اینکه علوم انسانی، و به­شکل خاص، مطالعاتِ قرآنی به­جهتِ ارتباطِ ناگسسستنی­شان با متن(Text ) ، ترجمانی از دو مقولۀ ذهن و فرهنگ خواهند بود. از طرف دیگر، علوم شناختی نیز ارائۀ تفاسیرِ مناسب از ذهن و فرهنگ را در محوریتِ مباحث خود دارند. لذا کاربردِ علومِ شناختی در مطالعاتِ قرآنی گریزناپذیر خواهد بود. در این ارتباط علوم شناختی میتوانند دست­آوردهای اساسیِ ذیل را  برای مطالعات قرآنی در بر داشته باشند: 1-  می­توانند ذهن و فرآیندهای ذهنی را ترسیم نمایند. به­شکل خاص در مطالعاتِ قرآنی، بوسیلۀ علوم شناختی می­توان فهمید که ادراکِ مفسِّر به چه شکلی صورت می­پذیرد. همچنین می­توان زبان طبیعی و نحوۀ شکل­گیری و عملکردِ آنرا تبیین کرد؛ 2- علوم شناختی می­توانند به تبیین و توضیحِ دست­آوردهایِ ذهنی و فرهنگی و به­شکل ویژه، ادراکاتِ تفسیری از آیاتِ قرآن بپردازند. زبان­شناسی شناختی، روان­شناسی شناختی، عصب­شناسی و هوش مصنوعی از اساسی­ترین علوم هستند که می­توانند پژوهشگر را در دست­یابی به چنین چیزی یاری نمایند. هر یک از این علوم نیز روش­ها و ویژگی­های خاص خود را برای یاری رساندن به مطالعات قرآنی در بر خواهند داشت.