تحلیل انتقادی دیدگاه برخی خاورشناسان دربارۀ تفاوت چهرۀ ابراهیم و اسماعیل در سور مکی و مدنی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای علوم قرآن و حدیث

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه آزاد( واحد علوم تحقیقات)

4 دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

با توجه به اهمیت حضرت ابراهیم ع به­ عنوان بنیان­گذار سه دین توحیدی، خاورشناسان در آثار مختلف به جنبه­ های گوناگون زندگی این پیامبر پرداخته­ اند. نخستین بار اشپرنگر به تفاوت چهرۀ ابراهیم در سور مکی و مدنی اشاره و رابطۀ ابراهیم با مکه را اسطوره خواند. هرخرونیه با الهام از وی این ایده را بسط داد و با بازسازی داستان ابراهیم در قرآن براساس توالی تاریخی، تحول تصویر ابراهیم در این سوره­ها، به­ویژه تأکید بر «ملۀ ابراهیم»، «رابطۀ ابراهیم با بنای کعبه و مناسک حج»، «پیوند ابراهیم با اسماعیل و ماجرای قربانی» در سوره­های مدنی را ترفندی سیاسی برای جلب نظر اهل مکه و معلول ناامیدی پیامبر از حمایت یهودیان مدینه دانست. در مناقشات جدی ودیرینه تعیین ذبیح با وجود شواهد قرآنی و عهدینی مبنی بر ذبیح بودن اسماعیل، دو نکتۀ مهم برخاسته از تعالیم انبیاء در این داستان مورد توجه است: هدف اصلی در ماجرای قربانی، آزمایش نهایت فرمان­برداری ابراهیم و فرزندش در امتثال اوامر الهی است و دیگری تأثیر این واقعه در ترمیم فرهنگ ناپسند قربانی انسان در ادوار کهن است. در این مقاله ضمن تبیین این نظریه ­ها و اشاره به تأثیرات آن در پژوهش­های بعدی، به نقد آن خواهیم پرداخت