بررسی دیدگاههای رایج متکلمان معتزله و امامیه درباره تعریف حُسن و قبحِ اخلاقی و نقش خواجهنصیرالدین طوسی
نویسندگان
1 دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)، قم، ایران
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، مرکز تخصصی حوزوی آخوند خراسانی (ره)، مشهد
doi
10.22034/ethics.2020.119661چکیده
بسیاری از متکلمان مسلمان، هنگام بحث از افعال الاهی، به بررسیِ چیستی حُسن و قُبح اخلاقی پرداختهاند. در این میان، عموم متکلمان معتزله و امامیه، تلاش کردهاند حسن و قبح اخلاقی را بر اساس مفاهیمی دیگر که به زعم آنها دستکم پایهایتر بوده است، تعریف کنند. پرتکرارترین تعاریف حَسن و قبیح در آثار معتزله و امامیه را میتوان به سه گروه کلی تقسیم کرد: تعاریف سلبی، تعاریف ایجابی و تعاریفِ مشتمل بر عناصر ثواب یا عقاب الاهی. در «تعاریف سلبی» حَسَن با استفاده از ادات سلب تعریف میشود (ما لایستحق فاعله الذمّ)؛ اما در تعاریف ایجابی چنین نیست. بررسیِ تحولات تاریخیِ تعاریف معتزله و امامیه نشان میدهد که خواجه نصیرالدین طوسی در این زمینه از سه جهت نقطۀ عطف است. نخست اینکه متکلمان پیش از وی، به جز ابوالصلاح حلبی، حَسن و قبیح را بهنحو سلبی تعریف کردهاند، درحالی که بیشتر متکلمان پس از خواجه، از تعاریف سلبی رویگردانده، برای ارائۀ تعریف ایجابی یا تعریف مشتمل بر ثواب و عقاب کوشیدهاند. دوم اینکه در میان معتزله و امامیه، خواجه نخستین متکلمی است که در یکی از تعاریف خود، از عناصر ثواب یا عقاب الاهی استفاده کرده است؛ و این تعریف زمینهساز اختلاف نظری جدید میان متکلمان پس از وی شده است. و سوم اینکه پیش از خواجه عموم متکلمان معتزله و امامیه از عنصر «استحقاق» استفاده کردهاند در حالی که خواجه نخستین متکلمی است که در یکی از تعاریف خود عنصر «استحقاق» را حذف و به جای آن از عنصر «ایجاب» استفاده کرده است.