بررسی امکان تربیت دینی بر مبنای نظریه عقلانیت وحیانی با تکیه بر نظریات علامه جوادی آملی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

doi
چکیده

بیشتر پژوهش‌های انجام‌شده در بیست سال اخیر در حوزۀ تعلیم و تربیت، در سنت فلسفۀ تحلیلی صورت گرفته و مهم‌ترین بحث چالش‌برانگیز، نفی معناداری و امکان تربیت دینی بوده است. فیلسوفان تحلیلی تربیت، مانند هرست و پیترز، بر تعلیم و تربیت آزاد تأکید می‌کنند و تربیت دینی را به این دلیل ناممکن می‌شمارند که فاقد ویژگی‌های قابل‌ارزیابی بودن، تعمیم‌پذیری و انتقال‌پذیری است. نگرش آن‌ها نسبت به تربیت، برگرفته از رویکردی است که نسبت به صور دانش دارند؛ بنا براین رویکرد، امر دانشی، امری است که اصول آن درون‌نظریه‌ای است و اعتبار آن منتزع از عملکرد است، نه امری بیرون از آن. ادعای آن‌ها در رد تربیت دینی، به جایگاه شناختی نامتعین دین، ماهیت علمی تربیت و فقدان عقلانیت در تربیت دینی بازمی‌گردد. در این پژوهش، نظریۀ عقلانیت وحیانی به عنوان مبنای نظری، عهده‌دار پاسخ‌گویی به اشکالات یادشده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تربیت و دین به دلیل برخورداری از موضوع و غایت مشترک، سازندۀ ترکیب مفهومی معناداری هستند. همچنین از خلال اثبات علم دینی و ترسیم حدود و ثغور عقلانیت، تربیت دینی قابل‌اثبات است. عقلانیت دینی با نفی تلقی تصریحی یا قانع‌کننده از غایت تربیت، معیار ارزشمندی و سعادت را عقل مستند به وحی معرفی می‌کند، نه بنای عقلا و نه کارایی موجه؛ همچنین اتهام فقدان عقلانیت در تربیت دینی که منجر به شیوۀ تلقینی و نه تربیتی می‌شود، با پرداختن به معنای ایمانیِ تلقین، برطرف می‌شود. در این پژوهش، ساختمان عقلی انسان با ابتنا به دو وجه خودفرمانی و غیرخودفرمانی شناخته می‌شود که وجه اول با همراهی اراده و وجه دوم با اخذ اعتبار از وحی فعالیت می‌کند.