تحلیل تأثیر عوامل انسانی و محیطی بر تضاد ذینفعان در حوضه آبریز زایندهرود
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه ترویج، ارتباطات و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
2 دانشیار گروه ترویج ارتباطات و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
3 دانشیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 دکتری سازههای آبی، شرکت آب منطقهای استان اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jrur.2022.332129.1689چکیده
همزمان با افزایش بحران آب در حوضههای آبریز، درگیریهای بین ذینفعان آن در حال تشدید است. افزایش تضاد در حوضههای آبریز میتواند ناشی از عوامل مختلف انسانی و طبیعی، از جمله حکمرانی و مدیریت ضعیف منابع و تغییرات اقلیم باشد. هدف پژوهش بررسی عوامل طبیعی و انسانی مؤثر بر شدت مناقشات میان ذینفعان مختلف حوضه زایندهرود، بررسی راهبردهای پیشنهادی مدیران و سیاستگذاران و تحلیل راهبردهای اجراشده طی سالیان اخیر جهت کاهش مناقشات در حوضه زایندهرود بوده است. در این تحقیق از روششناسی کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد استفاده شد. نمونهای از افراد کلیدی از بین کارشناسان و مدیران سازمانهای مرتبط، با بهرهگیری از نمونهگیری هدفمند به روش گلولهبرفی، انتخاب شدند و دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند گردآوری شدند. نتایج نشان داد که عوامل انسانی از جمله عوامل اجتماعی - فرهنگی، افزایش تقاضا برای آب، سیاستهای انتقال بینحوضهای آب و عوامل حکمرانی از دیدگاه کارشناسان مرتبط بیشترین تأثیر را در مدیریت تضاد داشتند. همچنین عوامل محیطی نظیر تغییرات اقلیم از جمله کاهش بارش و منابع آب، سبب تشدید تضاد در حوضه شدهاند. از سوی دیگر، تأثیر عوامل انسانی نظیر حکمرانی و سیاستهای اخذشده در بحران آب و تضاد ناشی از آن بسیار تأثیرگذارتر از عوامل طبیعی بوده است. برخی از راهبردها همچون مدیریت راهبردی، انتقال آب بین حوضهای، و افزایش نظارت برای مدیریت تضاد ناشی از بحران آب در حوضه به کار گرفته شدهاند. از سوی دیگر، تعدادی از مدیران و سیاستگذاران معتقدند که برخی راهکارهای اجراشده نهتنها به کاهش تضاد در حوضه کمکی نکردهاند، بلکه سبب افزایش تنش نیز شدهاند.