تبیین نگرش زیستمحیطی زنان روستایی در حوزه جنگلهای زاگرس استان لرستان
نویسندگان
1 استادیار، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران.
2 کارشناسی ارشد، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعیی خوزستان، ملاثانی، ایران.
3 کارشناسی ارشد، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعیی خوزستان، ملاثانی، ایران.
doi
10.22059/jrur.2022.328478.1663چکیده
این پژوهش با هدف کلی تبیین نگرش زیستمحیطی زنان روستایی در حوزه جنگلهای زاگرس انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان روستایی بالای 15سال حاشیهنشین جنگلهای زاگرس در استان لرستان بودند که معیشت آنها بهطور مستقیم و غیرمستقیم وابسته به جنگلهای زاگرس بود (231000= N). حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 415 نفر تعیین شد. روش نمونهگیری، خوشهای چندمرحلهای با انتساب متناسب (بر اساس مساحت جنگل در هر شهرستان) بود. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامهای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ (698/0 تا 880/0) تأیید و تجزیهوتحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS انجام شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که سطح تحصیلات، میزان وابستگی به جنگل، هنجارهای اجتماعی، احساس تعلق، مسئولیتپذیری اجتماعی، مشارکت اجتماعی، محیطزیستگرایی اجتماعی، خودکارآمدی و دانش و اطلاعات محیطزیستی با نگرش زنان روستایی نسبت به حفاظت از جنگل رابطه مثبت و معنیداری دارد. علاوه بر این، نتایج رگرسیون نشان داد که چهار عامل خودکارآمدی، مسئولیتپذیری اجتماعی، محیطزیستگرایی اجتماعی و میزان وابستگی به جنگل اثر مثبت و معنیداری بر نگرش زنان روستایی دارند و این عاملها قادر هستند 3/60 درصد از واریانس متغیر وابسته تحقیق را تبیین نمایند. با توجه به اهمیت بالای متغیر خودکارآمدی در تبیین نگرش حفاظتی زنان روستایی نیاز است با آموزش صحیح روشهای حفاظت از جنگل در میان زنان روستایی، مهارتهای حرفهای آنان تقویت شود. همچنین میتوان با تصویر کشیدن آثار تخریب جنگل در بلندمدت بر معیشت خانوارهای روستایی و محیطزیست به تقویت نگرش آنان در راستای انجام رفتارهای دوستدارانه در محیطزیست اثر گذاشت.