جایگاه شناسی اخلاق حرفهای در علوم اجتماعی و عقل عملی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
2 هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
doi
چکیده
نسبت اخلاق با هویات اجتماعی را میتوان از طریق ریشههای پیدایش «اخلاق حرفهای» در علوم اجتماعی جستوجو کرد. این مقاله در تحلیلی علمی، بر نخستین آثاری متمرکز است که با دغدغۀ تعیین هویت اخلاق حرفهای، این بحث را در ضمن یک نظریۀ اجتماعی کلان مشاهده کردهاند. دو دسته از مباحث را باید تفکیک کرد: اول، مباحث ناظر به «خُلقیات حرفه» (اخلاق اهل یک حرفه) و اموری که به عنوان قانون میان ایشان از آن خلقیات انتزاع میشوند؛ و دوم، مباحث «اخلاق و حرفهها» به عنوان مباحث اخلاقی عام انسانی تعینیافته در حوزۀ حرفهها. این دو دسته را باید بهمثابۀ دو گونه هنجار در حوزۀ نهادهای اجتماعی تفکیک کرد. از مباحث دستۀ اول نیز عموماً با عنوان اخلاق حرفهای و اخلاق رسانه یاد میشود؛ اما این امور، هنجارهایی برآمده از گروههای اجتماعیاند. دستۀ دوم بر اهمیت ورود ارزشهای اخلاقی مشترک میان همۀ انسانها در تمامی حرفهها تأکید دارند. نخستین کارکردهای این تبیین را میتوان در آثار جامعهشناسانی همانند امیل دورکیم ردگیری کرد. او مفهوم اخلاق حرفهای را از نظریۀ «همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیکی» استنتاج میکند. اخلاق در این نظریه، برآمده از هویت اجتماع است. اما در نظریههای حکیمان مسلمان، مبنای اخلاق بر عقل عملی نهاده شده است. عقل عملی که با قانون حسن و قبح عقلی، احکام جهانشمول اخلاقی را به عهده میگیرد، حیثیت دیگری دارد که میتوان آن را «عقل تدبیری» نامید. این بخش از عقل، به خوبی میتواند عهدهدار تبیین اخلاق اهالی حِرَف، صنوف و صنایع باشد.