تحلیل اثرات آرمانگرایی روستائیان بر توسعه روستایی (موردمطالعه: منطقه سیستان)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
2 کارشناس ارشد، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
doi
10.22059/jrur.2021.326841.1653چکیده
میل به پیشرفت و توسعه جزء آرمانهای جوامع است و آرمانگرایی بهعنوان یک عامل تحرک برانگیز میتواند زمینهساز توسعه جوامع انسانی و بهویژه مناطق روستایی باشد. بنابراین، هدف اصلی این جستار تحلیل اثرات آرمانگرایی بر توسعه روستایی منطقه سیستان است. این پژوهش بر پایه روش، توصیفی - تحلیلی استوار بوده و از نظر هدف، کاربردی است. برای گردآوری اطلاعات روشهای اسنادی و پیمایشی به کار رفت. حجم نمونه در واحد روستا با استفاده از فرمول اصلاحی شارپ 40 روستا تعیین گردید. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه برای واحد سرپرست خانوارها 381 در نظر گرفته شد. روایی پرسشنامه محقق ساخته توسط متخصصین مرتبط با موضوع، تأیید و ضریب پایایی (با 856/0) مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی اثرات آرمانگرایی روستائیان بر توسعه روستایی، آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن، تحلیل واریانس و روش تاکسونومی به کارگرفته شد. نتایج سطحبندی توسعه به روش تاکسونومی و سطحبندی آرمانگرایی روستاها نشان داد که بیشترین تعداد در هر دو سطحبندی در گروه متوسط قرار دارد. نتایج ارزیابی آرمانگرایی نشان داد، روستای ژالهای در شهرستان زابل (08/124) بالاترین و روستای کنگ امام داد در شهرستان هیرمند (33/66) کمترین سطح آرمانگرایی را داشتند. همچنین روستای کرباسک از شهرستان زابل (66/3) بیشترین و روستای آخوندزاد از شهرستان هیرمند (86/1) کمترین سطح توسعه روستایی را دارند و نتیجه کلی پژوهش نشان داد که بین آرمانگرایی و سطح توسعه روستایی در روستاهای منطقه سیستان رابطه معناداری (با 000/0 =sig) وجود دارد.