تحلیل محدودیتهای توسعه صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی (موردمطالعه: دهستان کاکاوند، استان لرستان)
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دانشیار، گروه اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
3 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه GIS، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrur.2021.325730.1647چکیده
برنامهریزی برای توسعهیافتگی روستاهای کمبرخوردار و از طرف دیگر، سادگی فناوری، نیاز به سرمایه کمتر، دوره کوتاهتر بازگشت سرمایه و دیگر مزایای صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی ضرورت راهاندازی این گونه صنایع را بیشتر از قبل نمایان ساخته است. اگرچه مسیر راهاندازی این صنایع همیشه هموار نیست و با موانع مختلفی مواجه است. از این رو، این تحقیق با هدف شناسایی و تعیین عوامل بازدارنده راهاندازی صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی انجام شد. جهت شناسایی عوامل بازدارنده، 20 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران استانی انجام شد. تحلیل دادههای گردآوری شده از مصاحبهها، منجر به شناسایی 41 مفهوم، در قالب 7 دسته کلان موانع شد. سپس از تکنیک دلفی - فازی دومرحلهای برای دستیابی به توافق گروهی بین صاحبنظران و رتبهبندی عوامل بازدارنده استفاده شد. طبق نتایج تکنیک دلفی - فازی عوامل بازدارنده راهاندازی صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی در دهستان کاکاوند شهرستان دلفان در 5 دسته طبقهبندی شدند. موانع مالی - اعتباری با میانگین کل فازیزدایی (442/0) در اولویت اول عوامل بازدارنده راهاندازی صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی قرار گرفت. همچنین موانع اداری - سیاستی با میانگین کل فازیزدایی (426/0)، کمبود نیروی انسانی آموزشدیده و کارآفرینان محلی با میانگین (417/0)، نبود روحیه مشارکتی، فردی و اجتماعی جامعه محلی برای سرمایهگذاری با میانگین کل فازیزدایی (407/0) و سرمایهگذاری ضعیف داخلی و خارجی با میانگین کل فازیزدایی (397/0) در رتبههای بعدی قرار گرفتند. تأمین اعتبارات لازم، کاهش بروکراسی اداری و موانع سیاستی، ارائه آموزش به روستائیان و تقویت مشارکت آنان و نیز جلب سرمایهگذاران داخلی و خارجی برای راهاندازی صنایع کوچکمقیاس بخش کشاورزی پیشنهاد اساسی تحقیق حاضر است.