نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی مؤسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت، قم، ایران

doi
10.30471/edu.2026.11319.3096
چکیده

چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه‌ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش‌ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده‌اند. در ایران نیز، حوزه‌های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می‌کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم‌زمان صاحب‌نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به‌ویژه در عصر پهلوی، به‌تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب‌محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش‌های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم‌ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش‌های اسلامی به نسل جدید به شمار می‌آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش‌آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره‌های مختلف تاریخی است. پژوهش می‌کوشد نشان دهد که این نقش‌آفرینی چگونه از فعالیت‌های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب‌هایی را تجربه کرده است.روش: پژوهش حاضر از نظر روش‌شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده‌های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم‌نامه‌ها، گزارش‌های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل‌های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره‌بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست‌گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم‌ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه‌های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت‌گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده‌ها، تحلیل کیفی و مقایسه‌ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش‌محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش‌های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است.نتایج: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می‌توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به‌صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال‌های پایانی این دوره، با فعالیت‌های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری‌های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب‌های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی‌سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم‌ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می‌شود. در این دوره، همکاری‌ها در قالب کمیته‌های تخصصی، تفاهم‌نامه‌ها، همایش‌ها و برنامه‌های مشترک در حوزه‌های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت‌های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه‌سازی همکاری‌ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست‌گذاری‌ها و اجرای گسترده طرح‌های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می‌شود.بحث و نتیجه‌گیری: تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می‌دهد که این نقش‌آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای بخشی از فعالیت‌های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل‌گیری ستاد همکاری‌ها و تدوین اسناد راهبردی را می‌توان از مهم‌ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی‌رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش‌هایی همچون محدودیت ظرفیت‌های اجرایی، ناهماهنگی‌های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره‌برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش‌نیازهای نهادی، بالفعل‌سازی ظرفیت‌های بالقوه حوزه‌های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم‌ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می‌آید. تحقق این اهداف می‌تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود.تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می‌داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه‌های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند.تعارض منافع: نویسندگان اعلام می‌دارند که در انجام این پژوهش هیچ‌گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.