صلح: میل به خدا
نویسندگان
1 استاد الهیات و فلسفه، دانشگاه منونایت کانادا، وینیپگ، کانادا
doi
چکیده
اگر بخواهیم چنان که متون مسیحی گفتهاند صلحآفرین باشیم باید در صلح نخستین آفرینش خداوند مشارکت بجوییم. در دین مسیحی سنتی وجود دارد که در پی کاستن از تمایز بین صلح بهمثابۀیک هدف و صلح بهمثابۀیک سبک زندگی است و میخواسته صلح را یک فرمان بیچونوچرا ببیند. این سنت صلح را یک دعوت مسیحی میداند، دعوت به بازگشت به صلح نخستین خداوند در آفرینش. هرچند صلح هرگز کاملاً بر روی زمین محقق نمیشود، بیمعناست که بگوییم نمیتوان به نحوی آن را در وجودِ زمانی و مکانی به بیان آورد و بیمعناست که بخواهیم آن را بدون توسل به صلح نخستینی که خداوند در آفرینش قرار داده است محقق کنیم. به علاوه این برداشت از صلح یک مفهوم بنیادین و مشترک در هر سه دین بزرگ توحیدی است؛ جدا از این که مفهومی که ارسطو از دوستی اجتماعی بیان میکند نیز قرابتهای تنگاتنگی با آن دارد. اینها در حالی است که در جامعۀ سکولار مدرن نه اثری از صلح به معنای توحیدی آن دیده میشود و نه از دوستی ارسطویی. اما ساختار جامعۀ معاصر میتوانست به گونهای دیگر باشد، و بهرهبرداری از منابع عمیق و صلحآفرینِ سنتهای دینیمان میتواند در این کار به ما یاری کند.