تلفیق نظریۀ بنیانی و تحلیل ساختاری جهت تبیین انتخاب رشته‌های فنی: در جستجوی رهیافتی نوین

نویسندگان

1 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 گروه کارآفرینی و توسعه روستایی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

3 پژوهشگر بخش تحقیقات اقتصادی و اجتماعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان ایلام، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،

doi
10.22047/ijee.2025.533298.2185
چکیده

انتخاب رشتۀ تحصیلی یکی از مراحل مهم و سرنوشت‌ساز تحصیلی برای دانش‌آموزان است و باوجود برتری‌هایی- نظیر کاربرد عملی، ورود سریع به بازار کار، تربیت تکنسین و کارگر ماهر، تعداد زیاد رشته‌ها، تمرکز بر آموزش‌های کارگاهی و عملی و غیره- که رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش دارند، اما اکثر دانش‌آموزان رشته‌های شاخه نظری را برای ادامه تحصیل انتخاب می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تبیین و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر انتخاب رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش توسط دانش‌آموزان استان ایلام با تلفیق نظریه بنیانی به‌شیوۀ کلاسیک و تکنیک تحلیل ساختاری اثرات متقابل (نرم‌افزار میک‌مک)، انجام شد. یافته‌ها بیانگر این بود که متغیرهای «علاقه به رشته»، «سودمندی درک‌شده رشته»، «آینده شغلی درک‌شده رشته»، «انگیزه پیشرفت»، «هنجارهای ذهنی»، «مشاوره و هدایت تحصیلی»، «دانش و تجربه پیشین»، «ارزش اقتصادی درک‌شده رشته»، «نگرش نسبت به رشته»، «اثربخشی درک‌شده رشته»، «داشتن الگوی نقش»، «حمایت محیطی» و «باور به خودکارآمدی» تأثیرگذاری قوی و مستقیمی بر انتخاب رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش توسط دانش‌آموزان داشتند. این پژوهش ضمن معرفی رهیافتی نوین در مطالعات آمیخته، چارچوبی یکپارچه برای درک انتخاب رشته‌های فنی توسط دانش‌آموزان ارائه می‌دهد و بر اهمیت مداخلات آموزشی و مشاوره‌ای هدفمند، برای هدایت آنان به‌سمت آموزش‌های مهارت‌محور تأکید می‌کند.