بررسی نقش میانجی عاطفه منفی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری با بهزیستی روانشناختی بیماران میگرن

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد تربت جام، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت جام، ایران

2 گروه روانشناسی، واحد تربت جام، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت جام، ایران

3 گروه روانشناسی، واحد کاشمر، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشمر، ایران. (نویسنده مسئول)

4 مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22038/mjms.2024.76901.4485
چکیده

مقدمهافراد مبتلا به بیماری میگرن مشکلات متعددی در بهزیستی روانشناختی دارند؛ بر همین اساس شناخت عوامل موثر بر بهزیستی روانشناختی اهمیت دارد؛ در این راستا پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی عاطفه منفی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری با بهزیستی روانشناختی بیماران میگرن انجام گرفت. روش کارمطالعه حاضر به روش همبستگی و از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را همه بیماران میگرن شهر مشهد در سال 1401 تشکیل داد که از بین آن‌ها 236 نفربا استفاده از نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، مقیاس کمال‌‌گرایی چند بعدی (فراست،1990)، مقیاس پاسخ های نشخواری (نولن-هوکسما و مارو، 1991) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (واتسون و همکاران، 1988) استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS-27 و ایموس 24 انجام شد. نتایجاثر مستقیم کمال‌گرایی بر بهزیستی روانشناختی منفی و معنادار بود . اثر مستقیم کمال‌گرایی بر عاطفه منفی مثبت و معنادار بود اثر مستقیم عاطفه منفی بر بهزیستی روانشناختی منفی و معنادار بود و اثر مستقیم نشخوار فکری بر عاطفه منفی مثبت و معنادار بود اثر غیرمستقیم کمال‌گرایی بر بهزیستی روانشناختی به واسطه عاطفه منفی، معنی و معنادار بود همچنین اثر غیرمستقیم نشخوار فکری بر بهزیستی روانشناختی به واسطه عاطفه منفی، معنی و معنادار بود نتیجه گیریبراساس نتایج پژوهش می‌توان گفت که عاطفه منفی، روابط ساختاری بین کمال‌گرایی و نشخوار فکری را با بهزیستی روانشناختی میانجیگری می‌کند.