تبیین فلسفی نسبت میان حیا و حجاب و دلالت‎های تربیتی آن در تربیت اسلامی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 استادیار، گروه آموزشی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان‎شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

3 استادیار، گروه آموزشی مدیریت و برنامه‎ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان‎شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.30471/edu.2023.8840.2650
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین فلسفی نسبت میان حیا و حجاب در تربیت اسلامی و ارائه دلالت‎های تربیتی این رابطه است. پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش توصیفی−تحلیلی انجام شد. ابتدا به شیوه توصیفی به بررسی مفهوم و جایگاه حیا و حجاب در متون تربیت اسلامی با بهره‎گیری از آیات قرآن، احادیث و روایات مبادرت شد. سپس تحلیل‎ها در ارتباط با نسبت میان حیا و حجاب به عمل آمد. نتایج نشان داد حیا در مقایسه با حجاب امری فطری، درونی و زیربنایی است. نسبت میان حیا و حجاب به شیوه‎ای نمادین اینگونه است که حجاب لباس حیا بوده و امری بیرونی و روبنایی است. هر چند حفظ آن در جامعه اسلامی ارزش محسوب شده و واجب است. لذا بیدارساختن و زنده نگاه داشتن فطرت حیا مقدم بر توصیه صرف به حجاب است. نتیجه آنکه از منظر تربیت اسلامی، دستور مستقیم به رعایت حجاب بدون پرورش بعد فطری حیا که از دوران کودکی صورت می‎گیرد، نوعی شتابزدگی در تربیت به حساب می‎آید. براین‎اساس، پیشنهاد می‎شود در برنامه‎ها و اقدامات تربیتی، توصیه به رعایت حجاب همراه با بیدار ساختن امر فطری حیا صورت گیرد و بدون پرورش فطرت حیا و بدون ملاحظه نقش مقدمه‎ای حیا، اقدامات در خصوص توصیه به رعایت حجاب مؤثر نخواهد بود.

کلیدواژه‌ها