ردیابی و ساخت رابطهای فضاهای توسعه اقتصاد نخلداری؛ قابلیت تجاری محصول خرما در ناحیه مَکُّران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
4 استاد، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22059/jrur.2019.283378.1368چکیده
اقتصاد نخلداری در کشورهای کمتر توسعهیافته ازجمله ایران -که تولیدکننده عمده این محصول به شمار میرود- در زمینه عملکرد، زیرساختهای تولید و نگهداری، بازار رسانی و... با چالشهای زیادی مواجه است. از این رو درک ماهیت و پویایی رابطههای بین کنشگران در این زمینه اهمیت ویژهای دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر ردیابی و ساخت رابطههای فضایی بین کنشگران انسانی و غیرانسانی درزمینه قابلیت تجاری محصول خرما بهمنظور توسعه کارکردهای اقتصاد نخلداری در ناحیه مکران است. این پژوهش مبتنی بر روش ترکیبی (راهبرد متوالی- تغییرپذیر) است. جامعه آماری شامل 17493 بهرهبردار خرما و 32 کارشناس کشاورزی است. برای نمونهگیری از روش هدفمند - احتمالی و برای تعیین اندازه نمونه در مرحله کیفی از معیار «کفایت اطلاعات» و در مرحله کمّی از معیار «نمایندگی (معرف بودن)» به کمک روش کوکران استفاده شده است. روش تحلیل، «تحلیل ترکیبی متوالی» بر اساس راهبرد کیفی - کمّی متوالی است. دادههای کیفی به کمک نرمافزار «NVIVO» و دادههای کمّی با روشهای آماری در نرمافزار «SPSS» پردازش و تحلیل شدهاند. تحلیل و استنتاج نهایی دادهها بر اساس استدلال لاتور (1987) به روش «ترجمه» صورت گرفته است. نتایج نشان داد که رابطههای فضایی گوناگونی بین کنشگران (انسانی و غیرانسانی) برقرار و یا در حال شکلگیری است. بر اساس این رابطهها، موقعیت جغرافیایی، اقلیم، نخل خرما، بهرهبردار، سرمایه، بازار هدف، سردخانه، دولت، فاصله فضایی، فناوری حملونقل -که به ترتیب توانستهاند شبکه گستردهتر و قویتری از کنشگران با رابطههای بادوام شکل دهند- بهعنوان بازیگران کلیدی و مؤثر در زمینه قابلیت تجاری خرما عاملیت یافتهاند.