واکاوی ضرورت تدوین الگوی بومی آموزش تفکر به کودکان با توجه به پیش فرضهای هستیشناختی و معرفتشناختی صدرالمتالهین
نویسندگان
1 دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 مدیر گروه آموزش و پرورش دانشگاه علامه طباطبایی
3 هیات علمی فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی علامه طباطبایی
4 هیات علمی فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی علامه طباطبایی
doi
10.30471/edu.2022.8456.2559چکیده
مقاله حاضر با هدف بررسی ضرورت تدوین الگوی بومی آموزش تفکر به کودکان با توجه به تباین پیش فرضهای هستیشناختی و معرفتشناختی در الگوی مطلوب با الگوهای جاری نگاشته شده است. این «تباین» با تبیین «واقع گرا» بودن این پیش فرضها در نگرش صدرایی و غیرواقع گرا بودن آنها در پیش فرضهای کلی فبک جاری به اثبات رسیده است. این پیش فرضها با مشخص کردن «آرمان» یا «هدف نهایی» کلاس آموزش تفکر به کودکان، اصول پیشبرد کلاس و در نتیجه الگوی مورد نظر را تعیین میکنند. این الگو در پژوهش حاضر اهداف، اصول، محتوا و روشها را در بر خواهد داشت و همه آنها از این آرمان متأثر میشوند. بنابر نتایج پژوهش حاضر در الگوی مطلوب با رویکرد صدرایی، آرمان نهایی در این کلاس «حقیقت آنگونه که در واقع خود هست» و «باور به بودن آن»، و معرفت بدان «ساختنی، کاملشونده و مرحلهمند» خواهد بود که با معناشناسی در دستگاه اندیشه صدرایی معنایی متفاوت با برداشتهای فبک جاری از آن خواهد داشت. پژوهشگر در این تحقیق از روش تحلیلی−استنباطی برای رسیدن به اهداف بنیادی پژوهش کیفی خود استفاده نموده است.