عمقیشدن کاربری زمین در بهرهبرداریهای کشاورزی روستایی؛ مؤلفهها و تعیینکنندهها
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jrur.2019.276852.1335چکیده
عمقیسازی، به معنای افزایش بهرهوری زمین و فزونی عملکرد در اثر کنشهای انسانی است. باوجود چالش بالقوه ناپایداریِ کاربری زمین، عمقیسازی رویکرد اصلی توسعه کشاورزی و پاسخ به نیازهای فزاینده غذایی بشر و نیز سنجهای برای تحلیل کارایی کشاورزی است. مطالعه حاضر به ارزیابی و تحلیل عمقیشدن کشت لوبیا در منطقه روستایی خرمدشت شهرستان خمین میپردازد. نمونه آماری، 183 بهرهبردار لوبیاکار منطقه بوده و دادههای موردنیاز با عملیات میدانی گردآوری شد. روایی ابزار گردآوری، محتوایی و پایایی آن با انجام مطالعه مقدماتی و آزمونهای آماری، ارزیابی و تأیید شد. مقیاسسازی برای سنجش عمقیشدن، براساس مؤلفههای تخصصی شدن کشت، اندازه نسبی سطح بهرهبرداری، سطح بهرهوری، ضریب مکانیزاسیون و فشردگی دوره آیش، با رویکرد تحلیل عاملی و ترکیب خطی وزنی نرمال انجام شد. بر اساس یافتهها، باوجود سطح بالای زیرکشت لوبیا در منطقه، میزان عمقیشدن در نزدیک به 98 درصد از بهرهبرداریها کمتر از حد متوسط و تنها در بین 2/2 درصد از بهرهبرداران بیشازحد متوسط بوده است. گرچه به لحاظ فنی و در مقایسه با بهرهبرداریهای عمقیتر، امکان دستیابی به فشردگی بیشتر در آینده برای نظامهای کمتر عمقی آسانتر است، اما عمقیشدن کمتر کاربری زمین لزوماً به معنی توسعه و افزایش معنیدار عملکرد در آینده نیست. در همین رابطه، تحلیل تفاوتهای کاربری زمین بین سطوح مختلف عمقیشدن در رابطه با متغیرهای مختلف نشان داد درحالیکه عمقیشدن به واگرایی شدید عملکرد و راندمان اقتصادی در بین بهرهبرداریهای منطقه موردمطالعه انجامیده، ضعف سیاستگذاری و مدیریت کلان کشاورزی در این زمینه نیازمند درنگ و برنامهریزیهای سنجیدهای در آینده است.