ارزیابی شاخص سالخوردگی در مناطق روستایی ایران به کمک سیستم‌های دانش‌بنیان

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری تخصصی، گرایش برنامه ریزی آمایش محیطی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دوره دکتری تخصصی، گرایش برنامه ریزی آمایش محیطی، گروه جغرافیای انسانی، دانشگاه آزاد واحد رشت. رشت، ایران.

3 کارشناسی ارشد گروه جغرافیای انسانی، جغرافیاوبرنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه گلستان.گرگان، ایران.

4 دانشیارگروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrur.2019.254662.1235
چکیده

انجام تحقیقات در حوزه علوم انسانی بیشتر یک مبحث کیفی است، و نیازمند سطح تحلیل کیفی و کشف ارتباط درونی متغیرهای پژوهش است. یکی از مباحث مهم و پایه در بحث مطالعات انسانی، مبحث جمعیت‌شناسی و بخصوص شناخت ویژگی‌های ساختاری آن است. در این راستا، پژوهش حاضر می‌کوشد تا با به‌کارگیری منطق فازی، وضعیت سالخوردگی جامعه روستایی ایران را در سطح 390 شهرستان کشور مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پژوهش‌های توصیفی-تحلیلی است که با روش تحلیل ثانویه انجام شده است. داده‌های موردنیاز متناسب با شش شاخص؛ نسبت پیری و جوانی، نسبت جنسی، نسبت سالمندی، حمایت بالقوه و حمایت پدر و مادر از مرکز آمار ایران استخراج گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق روستایی حاشیه ایران به دلیل دارای بودن مقادیر مطلوب در شاخص‌های شش‌گانه، با توجه به پایگاه دانش طراحی شده از میزان سالخوردگی کمتری برخوردار بوده، در‌حالی‌که مناطق روستایی داخل ایران به‌شدت به سمت پیری رفته و سالخورده شده‌اند. همچنین نتایج این پژوهش با نقشه قومیت ایران مقایسه شده و نتایج حاکی از آن است که روند سالخوردگی با نقشه قومیت همپوشانی بالایی دارد. چراکه مرزهای جغرافیایی ایران با جغرافیای قومیت‌ها دارای اشتراک مکانی بوده، تمایل به فرزندآوری و داشتن فرزندان بیشتر در این نواحی به نسبت مراکز داخلی کشور بیشتر است. ابن امر سبب افزایش مقدار مطلوب شاخص‌های شش‌گانه و برتری مناطق حاشیه نسبت به مرکز شده است.