تاریخ طبیعی، تصویر عینی و شباهت مراحل ترقی: علوم طبیعی جدید و ظهور مفهوم تکاملی از تاریخ و تاریخ‌نگاری در دورۀ قاجار

نویسندگان

1 استاد،گروه برنامه ریزی آموزش عالی، مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی

2 استاد،گروه مطالعات فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبائی

3 استادیار، گروه مطالعات فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

4 گروه علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jihs.2023.355519.371727
چکیده

مقالۀ حاضر پژوهشی تاریخی در بارۀ نسبت علوم طبیعی جدید و مفهوم ترقی در دورۀ قاجار است. با بررسی کتاب های تاریخ طبیعی (معرفت الارض، معرفت الحیوان) و کتاب های «تاریخ عالمِ» نوشته شده در این دوره نشان می‌دهیم که نخست این علوم از لحاظ نظری و روشی در دنبالۀ یکدیگر هستند که مفهوم زمان در تاریخ را به زمانِ پیش‌رونده، انباشتی، بهبودیابنده و تکاملی تبدیل کردند که اجتناب ناپذیر و بدون مداخلۀ انسانی در طبیعت درحالِ عمل است. قانونی که به عنوان «قانون طبیعیِ ترقی‌پذیری» از آن یاد می‌شد و ناظر بر تکامل و شکوفایی همه جانبۀ عقل، ادراکات، حواس، قانون‌ها، سازمان‌ها و نهادهای جمعی مانند خانواده، خویشاوندی، اقتصاد و دولت است. دوم اینکه اصول نظری این علوم در گزارش «تاریخ واقعی» جوامع به‌کار بسته شد و جوامع در یک طیف تکاملی با گذر تدریجی از «وحشی گری» به «تمدن» طبقه‌بندی شدند. سوم اینکه علوم طبیعی جدید، زیست‌شناسی با تشریح آناتومیکِ چشم انسان و فیزیک با توضیح نور و نحوۀ رؤیت اجسام، دیدن انسان را با تشبیه به تکنولوژی عکاسی به‌مثابۀ عمل عکس‌برداری و گرفتن تصاویر عینی توضیح دادند. دیدن انسان عینیّتی به‌دست آورد که مورخ را در جایگاهِ ناظرِ عینی بی‌طرفی می‌گذاشت که ضمن انکار «موضع مورخ»، به ثبت عینیِ تمامی چیزهایی می پردازد که بر حسب ضرورت رخ می‌دهند و یا باید رخ دهند. تاریخ به‌مثابۀ آئینه، دفتر، لوح، فونوگراف، صفحه، عکس، سینما و پردۀ نقاشی فهم شد که آنچه را در طبیعت رخ می‌دهد به صورت تصاویر عینی بازنمایی می‌کند. عینیت، شباهت و تکرار رخدادهای جوامع انسانی در مسیر ترقی، شیوۀ غالب نگریستن به تاریخ در این دوره بود که با علوم طبیعی جدید ممکن شده است.