بررسی تغییرات ارزش افزوده داخلی و ارزش افزوده وارداتی ناشی از صادرات ناخالص در اقتصاد ایران برای سال های منتخب به کمک حذف فرضی و تخصص گرایی عمودی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22034/epj.2024.21794.2605
چکیده

در شرایط کنونی تجارت عموماً در ارزش‌افزوده معنا می‌یابد و تغییرات ارزش‌افزوده در تجارت سود و زیان کشورها را مشخص می‌کنند. منافع ناشی از تجارت در ایران هم با تجارت در ارزش‌افزوده سنجیده می‌شود. به طور کلی پژوهش حاضر نحوه اتصال اقتصاد ایران به اقتصاد بین‌الملل را بررسی می‌کند. ازاین‌رو این مطالعه از جداول داده – ستانده بانک مرکزی برای سال‌های 1378، 1383، 1389 و 1395 استفاده می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تغییرات ارزش‌افزوده داخلی ناشی از صادرات ناخالص از 97 درصد در سال 1378 به 93 درصد، در سال 1383 به 96 درصد، در سال 1389 به 95 درصد و در سال 1395 به 93 درصد رسیده است. تغییرات واردات ارزش‌افزوده برای صادرات ناخالص که نشان دهنده ادغام عمودی اقتصاد ایران با اقتصاد بین‌الملل است از 3 درصد در سال 1378 به 4 درصد در سال 1383، به 5 درصد در سال 1389 و به 7 درصد در سال 1395 رسیده است. یعنی بااینکه اقتصاد ایران همچنان تا حد زیادی خودکفاست اما روند آن نزولی است. همچنین بررسی‌ها حاکی از آن است که اتصال اقتصاد ایران به اقتصاد بین‌الملل در صادرات ارزش افزوده از طریق فعالیت‌های منبع‌محور است و واردات ارزش‌افزوده کشور عموماٌ شامل فعالیت‌های تولید محصولات شمیایی و تولید فلزات اساسی است. برای بهره‌مندی بیشتر از تجارت نیز پیشنهاد می‌شود ایران با منطقه‌گرایی به هاب نهاده‌های اولیه تبدیل شود و با فراوری این نهاده‌های با اقتصاد بین‌الملل ادغام بیشتری ایجاد کند.