روح سرمایه‌داری در ایران: رویکرد تناسب نهادی به کارکرد نهاد پول در چارچوب رشد شومپیتری مبتنی بر الگوی تعادل عمومی پویا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد پولی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 استادیار اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22034/epj.2025.22185.2642
چکیده

مقاله حاضر با استفاده از رویکرد تعادل عمومی پویا، نقش روح سرمایه‌داری به‌مثابه یک نهاد فرهنگی و پول به‌مثابه یک نهاد اقتصادی-حقوقی را بر جهت‌گیری اثرات تغییر نرخ بهره بر رشد اقتصادی، در چارچوب مدل رشد شومپیتری پول‌بنیان، تحلیل نظری و کمّی می‌کند. رویکرد مبنایی این مقاله، «تناسب نهادی» است که حاکی از نقش تعیین‌کننده تناسب میان نهادهای اقتصادی و اجتماعی و حقوقی (و نه کیفیت نهادهای منفرد) بر رشد اقتصادی است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که علی‌رغم قوی‌تر بودن روح سرمایه‌داری در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته، این عامل بجای کمک به رشد، به کاهش آن منجر شده است. این تضاد در اثرگذاری را می‌توان به فقدان تناسب نهادی نسبت داد. بدین ترتیب، برخلاف تأکید وبر بر ضرورت روح سرمایه‌داری و تأکید شومپیتر بر تأمین مالی بنگاه‌ها پیش از تولید، این دو نهاد در ایران به علت فقدان تناسب نهادی، موجب کاهش رشد اقتصادی شده‌اند. در این مقاله پس از کالیبراسیون مشترک پارامترهای مدل و انجام تحلیل‌های کمّی، دلالت‌های تجربی این روابط برای اقتصاد ایران بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد روح سرمایه‌داری با افزایش تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیرمصرفی، در شرایط قید شدید تقدم نقدینگی می‌تواند منجر به تضعیف رشد اقتصادی شود. نتایج تجربی نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی در ایران، کاهش نرخ بهره اسمی به صفر می‌توانست به حداکثرسازی رفاه منجر شود، که مؤیدی تجربی برای قاعده فریدمن و رابطه معکوس نرخ بهره و رفاه در ایران است.