تعیین حد آستانه ساختار بهینه سرمایه و رابطه آن با عملکرد مالی شرکتهای دارویی و شیمیایی: رهیافتی از تئوری مبادله و هزینه نمایندگی
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استاد تمام گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/epj.2024.21103.2555چکیده
هدف محوری پژوهش حاضر تعیین حد آستانهای ساختار بهینه سرمایه در دو سناریوی بدهی و حقوق صاحبان سهام و بررسی اثر آنها بر عملکرد مالی شرکتهای دارویی و شیمیایی بورسی ایران است. بدین منظور از دادههای در دسترس 31 شرکت دارویی و شیمیایی در بازه زمانی 1391-1400 و رویکرد رگرسیون غیرخطی آستانهای انتقال ملایم استفاده شد. نتایج پژوهش در هر دو سناریو رابطه غیرخطی آستانهای بین ساختار بهینه سرمایه و بازدهی دارایی شرکتهای دارویی و شیمیایی را نشان میدهد. علاوه براین در سناریوی اول با افزایش اهرم بدهی بهعنوان ساختار بهینه سرمایه بازدهی دارایی شرکت کاهش مییابد اما در سناریوی دوم با افزایش نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی این بازدهی بهشدت افزایش یافته است؛ از طرفی شدت تأثیرپذیری بازدهی دارایی از کانال بدهی نسبت به حقوق صاحبان سهام بیشتر است؛ این امر میتواند گویای آن باشد که در شرکتهای دارویی و شیمیایی استفاده از کانال بدهی در مقایسه با حقوق صاحبان سهام برای مدیران در تصمیمگیری تأمین مالی سرمایهگذاری ارجحتر است. از طرفی نتایج مربوط به سهم سهامداران بزرگ در هر دو سناریو شواهدی دال بر اینکه شرکتهای دارویی و شیمیایی توانستهاند با محدودکردن بخش عمده فعالیت در دست تعداد محدودی بازیگران زمینه تسلط بر بازار، بروز رفتارهای غیررقابتی و افزایش بازدهی دارایی را در سطوح بالاتر از حد آستانه ساختار بهینه سرمایه را فراهم نمایند.