مدیریت سرمایههای فکری دانشگاه: مطالعه موردی دانشگاه صنعتی شریف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22047/ijee.2014.4597چکیده
با ظهور عصر اطلاعات و اقتصاد دانشبنیان، تحولات محیطی به شکلی رقم خورده است که دانشگاهها با مطالبه شفافیت، پاسخگویی و انعطافپذیری مواجه شدهاند. برای پاسخگویی به تقاضاهای جدید، به انواع جدیدی از منابع و روشهای جدیدی از مدیریت نیاز است که یکی از آنها «مدیریت سرمایه فکری دانشگاه» است که چارچوبی برای شناسایی، پایش، اقدام و ارزیابی سرمایههای فکری دانشگاه فراهم میسازد. اگر چه در پژوهشهای بسیاری در باره گزارشدهی سرمایه فکری بررسی شده است، اما معدود پژوهشهایی وجود دارد که در آنها شناختی یکپارچه از مدیریت سرمایههای فکری دانشگاه ارائه شده باشد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر دست یافتن به این مهم بوده است. در این خصوص، پس از بررسی الگوهای مختلف مدیریت سرمایه فکری، الگویی برای مدیریت سرمایههای فکری دانشگاه پیشنهاد شده و در ادامه، این الگو برای بررسی وضعیت موجود مدیریت سرمایههای فکری در یکی از برترین دانشگاههای ایران (دانشگاه صنعتی شریف) به کار برده شده است. روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی و جامعه آماری شامل 300 نفر از اعضای هیئت علمی و 19 نفر از مدیران دانشگاه صنعتی شریف بود. .برای اعضای هیئت علمی نمونهگیری طبقهای شامل 103 نفر و برای مدیران، سرشماری و شامل 10 نفر بوده است. ابزار اندازهگیری شامل دو پرسشنامه محققساخته بود که پایایی و روایی آن بررسی و تأیید شد. دادهها با استفاده از آزمون t تک نمونهای و t دو گروه مستقل تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که اعضای هیئت علمی و مدیران معتقدند هر یک از فرایندهای چرخه مدیریت سرمایه فکری؛ یعنی شناسایی، پایش، اقدام و ارزیابی سرمایه فکری و بنابراین، وضعیت کلی مدیریت سرمایه فکری در دانشگاه صنعتی شریف پایینتر از حد متوسط است.