اثر محرک مالی بر تولید ناخالص داخلی ایران: کاربردی از مدل‎ داده- ستانده نیمه بسته

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای، گروه علوم اقتصادی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشیار گروه علوم اقتصادی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 دانشیار گروه علوم اقتصادی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22034/epj.2024.20612.2494
چکیده

اهمیت مصارف خانوار در ایجاد تقاضا برای محصولات داخلی سبب می‏شود تا عوامل موثر بر آن در برقراری محرک‏های مالی مورد توجه قرار گیرد. تا کنون درمطالعات صورت گرفته، جهت بررسی اثر محرک‎مالی بر متغیرهای کلان اقتصادی بصورت بخشی از مدل های داده- ستانده بسته استفاده شده است، که نتایج حاصل از این مدل ها به‎ علت وجود مصرف برون‎زا در درون ماتریس مبالات واسطه ای دارای تورش می‎باشد. برای حل این مشکل، در پژوهش حاضر از مدل داده- ستانده نیمه بسته با مصرف نیمه درون‎زا که اولین بار توسط چن و همکاران در سال 2016 معرفی شد، استفاده شده است، که در این مدل به علت حذف اثرات کاذب ناشی از انتقال مصرف برون‎زا به طبقه تقاضای نهایی، نتایج واقعی تری از اعمال محرک مالی از سوی دولت بدست می آید. برای این منظور مطالعه حاضر با استفاده از جدول داده- ستانده سال 1395، به مقایسه نتایج حاصل از بررسی اثر محرک مالی بر تولید ناخالص داخلی ایران با استفاده از دو مدل بسته و مدل نیمه بسته می‏پردازد. در ابتدا نتایج تحقیق نشان می‏دهدکه با افزایش 10 درصدی در مخارج دولتی به عنوان محرک مالی، در بخش زراعت و باغداری و بخش واحدهای مسکونی شخصی، ارزش افزوده بیشتری ایجاد شده زیرا این دو بخش دارای ضریب مصرف درون‎زای بزرگتری نسبت به سایر بخش ها هستند و از سوی دیگر، ضرایب ارزش افزوده به دست آمده از مدل داده- ستانده نیمه بسته نسبت مدل داده- ستانده بسته، کوچکتر و تورش موجود در نتایج مدل بسته را مرتفع می‎سازد .