تعیین سناریوی بهینه کاهش اثرات ناشی از شوک حذف ارز ترجیحی بر گروههای عمده غذایی؛ رهیافت مدل تعادل عمومی قابل محاسبه پویای بازگشتی (RDCGE)
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد کشاورزی، مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/epj.2024.20442.2465چکیده
شواهد بیانگر آن است که سیاست حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی، اگرچه منجر به کاهش میانگین تورم ماهانه گروههای عمده غذایی نسبت به دوره تخصیص ارز ترجیحی به کالاهای اساسی شده، لیکن، میانگین تورم نقطهبهنقطه گروههای غذایی را افزایش داده است. حال، سؤال اساسی این است که در چهصورت اجرای سیاست مذکور، منجر به کاهش اثرات منفی بر تولید و مصرف گروههای عمده غذایی خواهد شد؟ براین اساس، در پژوهش حاضر نتایج حاصل از شبیهسازی 18 سناریو، در قالب نوع حذف ارز ترجیحی (یکباره، طی سه و طی پنج سال)، نوع جبران حمایتی (نقدی یا کالایی) و سطح پوشش حمایتی (تمامی دهکها، دهکهای پائین و متوسط یا تنها دهکهای پائین درآمدی)، بر تولید و مصرف گروههای عمده غذایی (گوشت مرغ، تخممرغ، شیر، گوشت قرمز و روغن خوراکی) بررسی شد. برای این منظور، دادههای مورد نیاز از ماتریس حسابداری اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس و جدول داده-ستانده بانک مرکزی گردآوری شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها نیز از مدل تعادل عمومی محاسبهپذیر پویای بازگشتی (RDCGE) و نرمافزار متلب استفاده شد. نتایج نشان داد در میان سناریوهای مورد بررسی، بهترین سناریو، سناریوی حذف ارز ترجیحی طی دوره پنج ساله، جبران حمایتی نقدی و پوشش حمایتی از دهکهای پائین و متوسط درآمدی میباشد. بدین مفهوم که اگر دولت حذف ارز ترجیحی را بهتدریج طی دوره پنج ساله انجام داده و بصورت نقدی از دهکهای پائین و متوسط درآمدی حمایت کند، اثرات منفی ناشی از شوک آن بر تولید و مصرف گروههای عمده غذایی خنثی شده و سپس مثبت میشود.