معماران کوچک: آموزش معماری از آموزش سینه به سینه تا آموزش شانه به شانه
doi
10.22047/ijee.2013.3009چکیده
یکی از پرسشهایی که در محافل حرفهای و آموزشی معماری مطرح میشود این است که آیا معماری ذاتی یگانه و والا دارد که معماران برای رسیدن به آن میکوشند یا مسئله معماری به تعداد معماران پاسخ دارد؟ در این مقاله در باره وجود و عدم این ذات با رجوع به زمان بحث شده است. زمانی این ذات وجود داشته و معماری را با عالم قدسی مرتبط میکرده است، زمانی این ذات را پیشگامان معماری مدرن (معماران بزرگ) ابداع و پیشنهاد میکردهاند و امروزه، با عبور از دوران سنتی و مدرن و مرگ معماران بزرگ، این معماران کوچک هستند که بی هیچ الگویی در برابر، هر یک به شیوهای طراحی میکنند و به روشی میسازند. در روزگار معماران کوچک (دوران کثرتگرایی پسامدرن) طراحی معماری، داوری معماری و در نهایت، آموزش معماری با این پرسشها مواجه می شوند: به کدام شیوه طراحی کنیم؟ معیار قضاوت در باره آثار معماری چیست؟ مدرسه معماری چه چیزی را باید آموزش دهد؟ استاد معماری در این عالم کیست و رابطه او با شاگردان چگونه است؟ شاگرد معماری در این عالم چه ویژگیها و چه نیازهایی دارد؟ نظام و محتوای آموزش در دوران پسامدرن چه میتواند باشد؟ مکان آموزش طراحی معماری به معماران کوچک کجاست؟در پایان، پس از کاوش در پرسشهای یاد شده، رهیافتهایی برای آموزش طراحی به معماران کوچک پیشنهاد شده است.