تحلیل اثرگذاری نقدینگی و نرخ ارز بر تورم در حوزه زمان – فرکانس
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد و حسابداری دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22034/epj.2023.19642.2399چکیده
تخلیه آثار ناترازی بودجه دولت و نظام بانکی در نقدینگی از یک سو و مقوله گذار نرخ ارز از سویی دیگر، ترجیع بند مطالعات مربوط به تورم در اقتصاد ایران هستند. با وجود این، پویاییها و شدت و ضعف آثار متغیرهای مذکور محل مناقشه است. به طوری که به علت لکنت روشهای سنتی اقتصادسنجی در بیان ابعاد رابطهی میان متغیرهای مذکور فاصله زیادی برای رسیدن به اجماع نظر در پیش است. از این رو، تحقیق حاضر میکوشد با به کارگیری تبدیل موجک پیوسته و گام برداشتن در این مسیر بینش جدیدی در حوزهی بلافصل سیاست پولی ایجاد کند. برای این منظور، از دادههای فصلی مربوط به دورهی زمانی 1401:02–1369:02 و ابزار همدوسی چندگانه، همدوسی جزئی، اختلاف فاز جزئی و بهره موجک جزئی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که رشد نرخ ارز اثرگذاری باثباتی بر تورم دارد. رابطهی میان رشد نقدینگی و تورم از نظر جریان، جهت و شدت علّیت ناپایدار میباشد. به طوری که رشد نقدینگی در سالهای میانی دهههای 1370، 1380 و 1390 از تورم پیروی کرده است. مادامی که هر دو متغیر بر تورم اثرگذاری معنیدار داشتهاند، شدت اثر رشد نقدینگی نسبتاً بیشتر گزارش میشود. برای کاستن از آثار تورمی نرخ ارز و قابل پیشبینی شدن آن، پیشنهاد میشود به جای تمرکز بر ثابت نگه داشتن نرخ ارز، ثبات رشد آن مورد توجه قرار گیرد. بر سیاستگذار فرض است قطع ارتباط میان رشد نقدینگی و تورم را پدیدهای دائمی تلقی نکند و کنترل کلهای پولی را در کانون توجه خود قرار دهد .