تحلیل سیاست‌های قومی، مذهبی و تأثیر آن بر مشارکت سیاسی و راه‌های ارتقاء آن (مورد مطالعه: قوم ترکمن استان گلستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی، واحد نراق، دانشگاه آزاد اسلامی، نراق، ایران

2 استادیار گروه جامعه شناسی، واحد نراق، دانشگاه آزاد اسلامی، نراق، ایران

3 استاد گروه جامعه شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 استادیار گروه جامعه شناسی، واحد نراق، دانشگاه آزاد اسلامی، نراق، ایران

doi
چکیده

از ایران همواره با عنوان جامعه­ای با گوناگونی‌ و شکاف‌های اجتماعی بسیار با‌ سـاختار‌ موزاییک گونه یاد شده است. در طول یک دهه گذشته، چهار شکاف اجتماعی نسلی، جنسیتی، قومی و مذهبی دارای اهمیت زیادی در ایران بوده­اند. یکی از اقوامی که موضوع مناسبی برای مطالعه در چارچوب شکاف‌های قومی و مذهبی است قوم ترکمن است. اکثر ترکمن‌های ایران در استان گلستان، یعنی شهرهای گنبد، بندر ترکمن و مراوه‌تپه ساکن‌اند. ترکمن‌ها مسلمان اهل سنت و حنفی مذهب‌اند. موضوعی که در این مورد بسیار حائز اهمیت است و دغدغه این مقاله نیز به شمار می‌رود تأثیر شکاف­های قومی و مذهبی بر مشارکت سیاسی در استان گلستان است. با توجه به این مقدمه هدف این مقاله تبیین و تحلیل تأثیر شکاف­های قومیت و مذهب بر مشارکت سیاسی در استان گلستان است. سؤال اصلی مقاله این است که قومیت و مذهب به عنوان دو شکاف مهم و برجسته در کل ایران و به ویژه استان گلستان چه تأثیری بر سطح مشارکت سیاسی در این استان و نیز جهت‌گیری‌های آن به سمت جناح‌ها و احزاب سیاسی و نیز شعارهای انتخاباتی دارد؟ مقاله حاضر از نظر نوع هدف کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی است. روش کتابخانه‌ای، عمدتاً به منظور مطالعه ادبیات موضوع و بررسی سابقه تحقیق و آشنایی با تجربیات صورت گرفته و شناخت مشارکت سیاسی و نیز شکاف­های اجتماعی در داخل و خارج از ایران مورد استفاده قرار گرفت. داده­های این پژوهش از طریق پرسشنامه و به روش خوشه گیری چند مرحله­ای جمع‌آوری شده­اند. برای برآورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده می­کنیم. حجم نمونه برابر با 150 نفر تعیین شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه بود که پایایی آن 88/0 بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج این مقاله نشان می­دهد که میان قوت هویت قومی و مذهبی جامعه مورد مطالعه، تعاملات آنان با سایر اقوام و مذاهب، احساس نابرابری اجتماعی کم­تر یا بیشتر و نیز احساس مشروعیت نظام سیاسی قوی‌تر یا ضعیف‌تر و سطح و نوع مشارکت سیاسی در جامعه مورد مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.