بررسی رابطه میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی براساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استاد دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز ، ایران(نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
4 دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.30471/edu.2018.1470چکیده
این مقاله یکی از چالشهای مهم حوزه تربیت اخلاقی، یعنی شکاف میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی را بررسی میکند. پرسش اصلی آن است که چرا فرد گاه با وجود دانستن قواعد اخلاقی، در عمل از آنها پیروی نمیکند؟ روش پژوهش، تحلیلی−استنتاجی است؛ بدینسانکه در مقام تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی از روش تحلیلی و در مقام نتیجهگیری و کشف دلالتهای تربیتی این نظریه در تربیت اخلاقی، از روش استنتاجی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که نظریه اعتباریات علامه، راهحلی متفاوت پیشروی مسئله دیرینه رابطه نظر و عمل در اخلاق و تربیت اخلاقی است. این تفاوت اساسی را میتوان در تفکیک میان حسن فینفسه و حسن اعتباری و در اثبات تقدم اعتبار وجوب بر اعتبار حسن مشاهده کرد. چنانکه در این دیدگاه، دوگانگی میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی وجود ندارد؛ زیرا امیال و عواطف انسان، نقش خود را در کنار شناختهای حقیقی، در ایجاد شناختهای اعتباری ایفا میکند و سرانجام این شناختهای اعتباری هستند که بهعنوان علت تامه تحریک اراده، عمل اخلاقی را شکل میدهند. این نظریه در بعد تربیتی نیز تصور متفاوتی از فرایند تربیت پدید میآورد که براساس آن، بهجای تمرکز بر تقویت اراده، باید در کنار ارائه و تبیین شناختهای حقیقی، زمینه محیطی و روانی لازم را نیز برای ایجاد ادراکهای اعتباری، متناسب با آنچه که بهعنوان حسن حقیقی شناخته شدهاند، فراهم آورد.