بررسی نقش تعدیلی حاکمیت شرکتی در ارتباط بین اهرم مالی و رشد شرکتها با استفاده از رهیافت رگرسیون سوئیچینگ
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت مالی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، ایران
3 دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، ایران
doi
10.22034/epj.2023.19608.2395چکیده
ارتباط بین اهرم مالی و رشد شرکت با تأکید بر حاکمیت شرکتی همواره موردتوجه محققین حسابداری بوده است؛ اما به دلیل وجود ضعفهایی در تحقیقات قبلی از جمله فرض ثابتبودن پارامترها در طی زمان، هدف اصلی از این مقاله بررسی آن است که آیا اساساً اثرات تعدیلی حاکمیت شرکتی بر رابطه بین اهرم مالی با رشد شرکت خطی است یا غیر خطی؟ بدین منظور سعی شده است با استفاده از رگرسیون سوئیچینگ و روش حد آستانهای متغیر حاکمیت شرکتی مورد کنکاش علمی قرار گیرد. توانایی لحاظ نمودن تغییر در نحوه ارتباط بین متغیرها در طی زمان از مهمترین ویژگیهای روش مارکف سوئیچینگ است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار فعال در پنج صنعت عمده شامل محصولات شیمیایی، مواد و محصولات دارویی، خودرو، فلزات اساسی و گروه سیمان، آهک و گچ است. نمونه مورد مطالعه این تحقیق با استفاده از روش حذفی سیستماتیک و با اعمال شرایط مورد نظر انتخاب شده که مشتمل بر 102 شرکت است. دادههای مورد نیاز برای دوره زمانی دهساله (از سال 1392 تا 1401) استخراج و به منظور تحلیل دادهها، مدل رگرسیون آستانه هانسن (1999) ترسیم شده تا پیوندهای تجربی بین اهرم مالی و رشد شرکت با استفاده از متغیر آستانهای یعنی حاکمیت شرکتی، بررسی شود. باتوجه به نتایج حاصل از تخمین آستانهای، وجود اثر غیر خطی میان متغیر حاکمیت شرکتی و اهرم مالی و رشد شرکت تأیید میشود. بر این اساس، با افزایش سطح حاکمیت شرکتی و چرخش رژیمها از سطح پایین به سطح بالا (افزایش حاکمیت شرکتی)، تأثیر منفی بودن اهرم مالی بر رشد شرکتها کاهش مییابد.