شناخت و تحلیل عوامل مؤثر بر رکود صنعت قالیبافی در نواحی روستایی با استفاده از روش کیو (مورد مطالعه: شهرستان گنبدکاووس)
نویسندگان
1 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران.
doi
چکیده
صنعت فرش دستباف یا بهعبارتی قالیبافی از کهنترین صنایع بومی نواحی روستایی ایران ازجمله استان گلستان شناخته میشود. این صنعت در چند دهه گذشته با دلایل گوناگونی که اغلب ناشی از تحولات پیشرفته در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور است، با در زمینه تولید مشکل و رکود مواجه شده است. در این پژوهش سعی بر آن شد تا با بهرهگیری از روششناسی کیو، بر پایه نتایج پژوهشهای مرتبط با فرش دستباف ایران و تجزیهوتحلیل فضای گفتمانی موجود، شناخت جامعی از علل رکود صنعت فرشبافی در منطقه بررسیشده ارائه شد. پسازآن با استفاده از مشارکت متخصصان دیدگاههای مختلف شناسایی و دستهبندی شد. بدینصورت گامی فراتر از مجموعه تحلیلهایی که تاکنون ارائهشده برداشته شد. در گام بعدی به روش نمونهگیری هدفمند 26 نفر از خبرگان فرش دستباف ترکمن برای انجام مرحله مرتبسازی کیو مشارکت کردند. پس از پایان مرتبسازی، ماتریس دادهها برای تحلیل در نرمافزار SPSS تشکیل شد. برپایه منطق روششناسی کیو، از روش تحلیل عاملی کیو استفاده شد که اصلیترین روش برای تحلیل ماتریس دادههای کیو بود.یافتههای پژوهش نشان میدهد از دیدگاه کارشناسان از میان مجموعه عوامل تأثیرگذار بر رکود صنعت قالیبافی در نواحی روستایی شهرستان گنبدکاووس دو عامل «عقبماندگی فنی در تولید فرش دستباف» و «بهرهوری کمتر فرشبافی در مقایسه با دیگر فعالیتهای اقتصادی» تأثیر بیشتری داشت. براساس نتایج پژوهش بهنظر میرسد چیرگی بر رکود فعالیت قالیبافی در منطقه مطالعهشده بیش از هر چیز به عواملی از این دست نیاز دارد: نگرش سیستمی به اقتصاد روستایی و برنامهریزی راهبردی مبتنیبر جریانهای متنوع و متناسب با شرایط متغیر آینده در بازار فرش دستباف.