اثرات اقتصاد کلان بدهی دولت به بانک مرکزی در ایران
نویسندگان
1 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه یزد
2 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز
3 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشآموخته دکتری علوم اقتصادی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22034/epj.2020.10195.1811چکیده
در اقتصاد ایران همواره بخشی از نیاز و تعهدات مالی دولت توسط بانک مرکزی تامین شده است. با افزایش بدهیهای دولت به بانک مرکزی، سیاست پولی به صورت درونزا و همجهت با سیاست مالی اعمال میشود. در نتیجه،کارکرد سیاستهای پولی مختل شده و از اهداف تعریف شده برای آن منحرف میشود. این وضعیت پیامدهای نامطلوبی در فضای اقتصاد کلان میتواند بدنبال داشته باشد. از این رو مطالعه حاضر به بررسی پیامدهای اقتصاد کلان بدهی دولت به بانک مرکزی در ایران طی دورهی زمانی 1395-1352 با استفاده از رویکرد SVAR پرداخته است. یافتههای تجربی نشان میدهد افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی تاثیر معناداری بر نسبت تقاضای کل بر عرضه کل، نرخ ارز حقیقی و نسبت قیمت کالاهای غیر قابل تجارت بر قابل تجارت ندارد اما به صورت معناداری، سطح عمومی قیمتها را طی سه سال متوالی افزایش و GDP را طی دو سال متوالی کاهش میدهد. همچنین، در بلندمدت حدود 8/10 درصد تغییرات سطح عمومی قیمتها و حدود 25/11 درصد تغییرات GDP به ازای نیروی کار شاغل توسط بدهی دولت به بانک مرکزی توضیح داده میشود. این نتایج نشان میدهد حاکمیت مالی و نظریه مالی سطح قیمتها در مورد اقتصاد ایران صادق است.