چالشهای استقرار مدیریت روستایی در روستاهای کوچک و پراکندة کشور
نویسندگان
1 ـ استادیار و عضو قطب برنامهریزی روستایی دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrur.2015.54238چکیده
براساس قوانین و مقررات، 27906 آبادی دارای سکنة کشور که 2/43 درصد از کل آبادیهای کشور را تشکیل میدهند و دارای جمعیت زیر 100 نفرند ـ روستاهای کوچکـ بهدلیل احرازنکردن شرایط تأسیس دهیاری و نداشتن شورای اسلامی روستایی، از موهبت داشتن نهاد مدیریت روستایی بیبهرهاند. استقرار مدیریت روستایی در چنین سکونتگاههایی بهدلیل خصوصیات و شرایط ویژة آنها با چالشهای متعددی روبهروست. هدف مطالعة حاضر، بررسی و شناسایی چالشهای استقرار مدیریت روستایی در روستاهای کوچک و پراکندة کشور است. روش مطالعة حاضر ازنظر هدف در زمرة مطالعات کاربردی و ازنظر تکنیک گردآوری دادهها، مطالعة اسنادی است. دادههای مورد نیاز، از منابع اطلاعاتی متعدد، سرشماریهای موجود (سالهای 1335 تا 1390 خورشیدی) و لایههای اطلاعات مکانی استخراج شدند و با استفاده از نرمافزارهای آماری (SPSS) و سامانة اطلاعات جغرافیایی (Arc Gis) تجزیه و تحلیل شدند. رویکرد پژوهش حاضر ازنظر نوع تحلیل، تحلیلیـ توصیفی است و خصوصیات روستاهای کوچک و فاقد شورای اسلامی روستایی در ایران در ادوار مختلف در آن توصیف و تحلیل شدهاند. نتایج تحقیق نشان میدهند که روستاهای مطالعهشده با چالشهای متعددی ازجمله تغییرات جمعیتی و پیری جمعیت، پایینبودن سطح سواد، پایینبودن سطح اشتغال، سطوح پایین خدماتدهی عمومی، سطوح پایین فعالیت بخش خصوصی، پراکنش و انزوای زیاد و نیز تراکم اندک جمعیتی مواجهاند. این چالشها امکان استقرار مدیریت روستایی را در روستاهای یادشده با مشکل مواجه میکنند.