تحلیل الگوی صورتبندی و دستورکارگذاری مسائل خطمشی استانی: مطالعه موردی استان زنجان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 دانشیار دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30497/smt.2025.248430.3667چکیده
خطمشی استانی مؤثر نیازمند شناسایی دقیق مسائل استانی و دستورکارگذاری در تصمیمگیری است؛ با این حال،پژوهشهای انجام شده اغلب بر سطح ملی متمرکز بوده و از سازوکارهای استانی غفلت کردهاند. این مطالعه با هدف شناخت الگوی شناسایی مسائل و دستورکار خطمشی استانی در استان زنجان، عوامل شکلدهنده این فرایند را تحلیل کرده است. با بهرهگیری از رویکرد گلیزری در نظریه دادهبنیاد و چارچوب ششگانه سی (C6)، دادههای کیفی حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد که منجر به شناسایی 111 کد، ۵۵ مفهوم و ۱5 مقوله اصلی گردید. یافتهها حاکی از آن است که الگوی محوری «شناسایی مسائل و دستورکارگذاری استانی» تحت تأثیر تمرکزگرایی نهادی_سیاسی، گسستهای اجتماعی_ فرهنگی و آرایش قدرت ذینفعان شکل میگیرد. عواملی نظیر ظرفیت محدود اقتصادی-فناورانه، فرهنگ سازمانی ناکارآمد، شکاف هماهنگی دستگاهی و کمبود مهارت انسانی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را مختل کردهاند؛ رخدادهای برانگیزاننده (مانند بحرانهای اجتماعی) و دگرگونیهای جمعیتی-زیستمحیطی، فرایند را به واکنشهای مقطعی سوق داده و به ناکارآمدی خطمشی استانی و اولویتبندی گزینشی مسائل منجر شدهاند. این مطالعه با تحلیل استانی و تأکید بر نقش شبکههای غیررسمی، خلأ مطالعههای پیشین را پر میکند. پیشنهادهای پژوهش شامل استقرار سامانههای رصد مشترک، تقویت شوراهای مشارکتی با حضور ذینفعان، بهرهگیری از فناوری کلانداده و مدلهای تصمیمگیری برای ارتقای هماهنگی و شفافیت است.