تحلیل مقایسه‌ای کارایی بخش صنایع بزرگ در استان‌های ایران در برنامه‌های توسعه بعد از انقلاب با استفاده از روش تابع مرزی تصادفی

نویسندگان

1 دکتری اقتصاد و استادیار پژوهشکده آمار- مرکز آمار ایران

doi
10.29252/epj.2018.1262
چکیده

هدف این مقاله تخمین و مقایسه کارایی فنی در بخش صنایع بزرگ (گارکاه‌های دارای ده نفر کارکن به بالا) در استان‌های ایران، طی برنامه‌های توسعه بعد از انقلاب می‌باشد. برای این منظور از روش تحلیل تابع مرزی تصادفی استفاده شده است. در این مطالعه با الهام از مدل باتیز وکولی (1995)، ضمن اندازه‌گیری کارایی فنی صنایع مذکور به تفکیک هر استان، عوامل موثر بر عدم کارایی و اختلاف آن در بین استان‌ها نیز مطرح و مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که به طور کلی سطح کارایی فنی در صنایع بزرگ پایین بوده و میانگین استانی میزان کارایی صنایع در بهترین حالت که مربوط به برنامه سوم توسعه بوده، برابر با 401/0 است که عملکرد پایینی را نشان می‌دهد و بیانگر پایین بودن میزان بهره‌برداری از ظرفیت‌های اقتصادی در این گروه از صنایع می‌باشد. به هر حال علی‌رغم پایین بودن میانگین سطح کارایی، برخی استان‌ها از این لحاظ به طور نسبی عملکرد بهتری رادارا بوده‌اند. در مجموع در دوره مورد بررسی، بالاترین میزان کارایی به استان‌های خوزستان، کرمان و هرمزگان و پایین‌ترین آن نیز به استان سیستان و بلوچستان تعلق داشته است. در بررسی عوامل موثر بر کارایی، دو عامل دولتی بودن مالکیت واحدهای صنعتی و شدت مصرف انرژی، اثر منفی و اندازه بنگاه (متوسط ارزش افزوده یک واحد صنعتی)، اثر مثبت بر کارایی را نشان داده‌اند. دستاورد قابل توجهی که از نتایج این تحقیق می‌توان به آن اشاره کرد، این است که استان‌هایی نظیر کرمان و هرمزگان علی‌رغم این‌که صنایع آنان به طور نسبی از امکانات تولیدی کمتری بهره‌مند بوده‌اند، در مقایسه با برخی از استان‌های برخوردار، به طور متوسط از سطح کارایی بالاتری برخوردار هستند.