تحولات نهاد حکمروایی محلی و منطقهای در ایران از قاجار تاکنون مطالعه موردی: بیخهجات فارس
نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
3 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22054/qjss.2015.474چکیده
چکیده تحولات نهاد حکمروایی محلی و منطقهای در ایران، در ارتباط با شرایط اجتماعی- سیاسی جامعه موضوعی است که تاکنون در پژوهشهای اجتماعی- تاریخی مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکرد منحصربفرد نگری، با روشی ترکیبی از نظریه مبنایی و تاریخ شفاهی، در محدوده بیخهجات فارس موضوع یاد شده را مورد مطالعه قرار داده، و نتایج آن نشان میدهد که، نهاد حکمروایی محلی و منطقهای و شرایط عمومیاجتماعی- سیاسی در بیخهجات، از یکسو با شرایط ویژه منطقه خود مرتبط بوده، و از دیگر سو، از شرایط اجتماعی- سیاسی کلان کشور تأثیر پذیرفتهاست، که در قالب دو الگوی حاکمیت نامتمرکز (از دوره قاجار تا حدود 1313 خورشیدی و از شهریور 1320 تا 1327 خورشیدی) و حاکمیت متمرکز سیاسی (دولت مدرن) (از حدود 1313 تا شهریور 1320 و از 1327 خورشیدی تاکنون) قابل تقسیم است. گسست اصلی نیز مربوط به پیدایش دولت مدرن است، که با برچیده شدن حکومتهای محلی مواجه میشویم، و از آن پس، تحولات حکمروایی محلی تابع صورتبندی قدرت در دولت مدرن است. نتیجه دیگر حاصله، تفاوت در تاریخ تشکل یابی حاکمیت نامتمرکز و دولت مدرن در بیخه جات و تهران است، که ضرورت لحاظ کردن زمانهای تاریخی و زمانمندیهای چندگانه پدیدهها در نظریه پردازی از دولت در ایران را نشان میدهد.