جایگاه مدرنیته سیاسی در اندیشه روحانیون موافق و مخالف مشروطه
نویسندگان
1 دکتری جامعه شناسی سیاسی
doi
10.22054/qjss.2015.485چکیده
چکیده مدرنیته از موضوعاتی است که میتوان آن را از ابعاد گوناگون بررسی کرد و یکی از مهمترین این ابعاد، بعد سیاسی مدرنیته است. همانطور که نشان داده خواهد شد؛ اهمیت موضوع «مدرنیته سیاسی»[1] در این است که معیار مناسبی برای متمایز کردن ساختار و شرایط سیاسی جوامع و به خصوص دولتها ارائه میکند. پرسش اساسی این است که جایگاه مؤلفههای مدرنیته سیاسی در اندیشه برخی روحانیون برجسته موافق و مخالف نهضت مشروطه چگونه بوده است؟ در این مقاله برای پاسخ به این پرسش از روش تحقیق تاریخی و روش تحلیل مفهومی استفاده میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد که روحانیون مخالف مشروطه به شدت با مؤلفههای مدرنیته سیاسی ضدیت ورزیدند و روحانیون مشروطهخواه هم نتوانستند به تناقضهای موجود بین این مؤلفهها و ارزشهای دینی پاسخ دهند و در برخی تلفیقهای خود دچار تحریف یکی به نفع دیگری شدند. [1]. Political modernity