دو درسی که از رشدی راشد آموختم
نویسندگان
1 استاد، دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.22059/jihs.2022.85459چکیده
در میان محققانِ دهههای اخیرِ تاریخ علم دورۀ اسلامی رشدی راشد سهم بسزایی در مطالعۀ تاریخ ریاضیات دورۀ اسلامی دارد. او در فعالیتهای خود تلاش کرده است هم به کم و کیف آنچه در ریاضیات این دوره صورت گرفته است بپردازد و هم در بارۀ تأثیر آن بر سیر ریاضیات جهان تحقیق کند. آنچه تحقیقات راشد را از تحقیقاتی که پیش از او در این باره انجام شدهاند متمایز میکند یکی احاطۀ او به تاریخ ریاضیات قبل و بعد است و دیگری توجه معرفتشناسانۀ او به فلسفهٔ کاری ریاضیدانان دورۀ اسلامی است. در نتیجه آنچه راشد از پژوهش در ریاضی این دوره استخراج کرده است شکی باقی نمیگذارد که در ریاضیات دورۀ تمدن اسلامی گامهای مهم و ریشهای برداشته شده که از ریاضیات دوران باستان بسیار فراتر میرود و در واقع محرک وسرآغاز کار ریاضیات اروپا از قرن چهاردهم و بهویژه از قرن شانزدهم میلادی است.در این مقاله نشان داده میشود که کارهای راشد ما را به تردید در سه فرض مهم در تاریخ ریاضیات فرامیخواند. یکی این که سهم ریاضیدانان دوران اسلامی جز حفظ بخشی از میراث یونانی و تغییرات جزئی در آن نبوده است؛ دیگر فرض «اروپایی» بودن ریاضیات دوران باستان؛ و سوّم این فرض که تجدید حیات علمی اروپا، بهویژه در ریاضیات، ادامۀ مستقیم سنّت یونانی و اسکندرانی است: سه فرض اصلی که بیشتر تاریخهای ریاضیات بر آن استوارند.